هیدروپولیتیک هیرمند: دلایل، آثار و پیامدها
نویسندگان
1 کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی
2 استادیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22059/jhgr.2012.24608چکیده
کمبود آب، بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشک جهان از مسائل و مشکلات سدهی کنونی است. براساس پیشبینیهایی برای سال 2030، حدود 47 درصد از جمعیّت جهان، در مناطقی با کمبود شدید آب زندگی خواهند کرد. دستهای از ژئوپولیتیسینها سدهی کنونی را "سدهی هیدروپولیتیک" مینامند. هیدروپولیتیک به مطالعهی اثر تصمیمگیریهای مربوط به استفاده از آب در شکلگیریهای سیاسی در روابط میان دولتها یا روابط میان دولتها و مردم یک کشور میپردازد. بر این مبنا رودخانهی هیرمند که رودخانهای بینالمللی است و در جنوبغرب افغانستان و شرق ایران جریان دارد، مورد توجّه قرار گرفته است. پژوهش پیش رو با روش توصیفی ـ تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که کدام عوامل در ایجاد وضعیّت کنونی ـ خشک شدن هامونها و حجم کم آورد رودخانه ـ تأثیرگذار بودهاند؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که عوامل مختلفی ازجمله، حضور قدرتهای تأثیرگذار منطقهای، همچون انگلستان با داوریهای انجام شده، اختلافنظرهای ایدئولوژیک، تأسیسات احداث شده بر روی رودخانه و بروز خشکسالیهای دورهای، در بروز این مسئله نقش داشتهاند. هیرمند تنها منبع تأمینکنندهی آب سیستان است. حجم کم آورد رودخانه موجب شده که مردم بهدلیل وابستگی مستقیم و غیرمستقیم به هیرمند شغل و درآمد خود را از دست بدهند. مهاجرت گسترده از منطقهی سیستان، از بین رفتن اقتصاد محلّی و تغییر شیوهی زندگی مردم ساکن دشت سیستان از پیامدهای این مسئله است. بنابراین پیشنهاد میشود هر دو کشور با رسیدن به درک مشترکی از مسئله، برای توافق بر یک طرح جامع مدیریتی آب تلاش کنند. در این راه سرمایهگذاری در اجرای طرحهای مشترک آبیاری و تغییر نوع کشت محصولات میتواند راهگشا باشد.