نیروی شعر
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی- واحد چالوس
doi
چکیده
این اندیشه، که شاید بتوان پیچیدگیهای ظاهری جهان هستی را به کمک چند قانون بنیادین درک کرد، موضوعی است کهنه با سابقهای در حدود 2500 سال که از یونانیان به یادگار مانده است. چنین به نظر میرسد که بتوان در نظام یکپارچة هستی، اصول و قواعد مشترکی پیدا کرد و آنگاه در تمام تشکیلات این نظام، قانون فراگیری را حاکم بر این قواعد یافت. من در این مقاله خواستهام به کمک قوانین اول و دوم نیوتن نیروی مولد شعر را همچون یک نیروی فیزیکی مطرح کنم. برای اینکار، نخست تعریفی کلی از شعر عرضه کردهام و پس از آن به کمک روابط میان اجزای ساختاری زبان بهخصوص رابطة متداعی[1] از دیدگاه دو سوسور[2] و همچنین مفهوم قطب استعاری[3] که در تئوری یاکوبسن[4] مطرح شده است، جابهجایی مدلول در جریان دلالت در واژه را بیان کردهام. این جابهجایی موجب نشاندار شدن[5] واژه و پیدا شدن نقش جدید برای آن است که به استعاره میانجامد و به کمک نیرویی صورت میگیرد که در تشکیل شعر میتوان آن را نیروی شعر نامید. نگارندة این سطور به منبع این نیرو نگاهی ندارد؛ اما در وجود این نیرو بحث میکند. شاید این نیرو همانی باشد که غربیان آن را جنّ شعر و عربها آن را"تابعه" یا "شیاطین شعرا" میدانند و به هر حال همة شاعران، ظهور وتبلور ناگهانی آن را به تجربه باور داشته و دارند. [1] associative [2] F.de saussure [3] metaphoric pole [4] Jakobson [5] marked