از قضیۀ بیز تا ردّ طبیعتگراییِ خداناباورانه
نویسندگان
1 دانشیار گروه معارف اهل البیت(ع)، دانشکده الهیات و معارف اهل البیت(ع)، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشجوی دکتری فلسفه معاصر، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران.
doi
10.22099/jrt.2023.46380.2794چکیده
بر مبنای طبیعتگرایی در بحث تکامل، قوای شناختیِ انسان از طریق انتخاب طبیعی، جهش ژنتیکی و دیگر مراحل کورِ جهش تصادفیِ ژنها تولید شدهاند و هدف نهایی این قوا، بقا و تولید مثل (سازگاری) است. از اینرو، این قوا بهدنبال تولید باورهای صادق و درست نیست، بلکه کار اصلیِ آنها تطبیق اندام جاندار با محیط پیرامون و در نتیجه زنده ماندن است. یکی از مهمترین نقدها به طبیعتگرایی، استدلال تکاملیِ بیزمحور است. این استدلال برای ردّ دیدگاه تکامل طبیعتگرایانه، استدلالی مبتنی بر قابلیت اطمینانبخشیِ قوای شناختی ارائه میدهد و از طریق این استدلال، خودشکنیِ دیدگاه طبیعتگرایی را اثبات میکند. بهرغم برخی نقاط قوتِ استدلال تکاملیِ بیزمحور در نقد طبیعتگرایی، این استدلال آنجا که به برخی الزاماتِ قضیۀ بیز توجه ندارد از چند جهت قابل تأمل و نیازمند تکمیل است: ۱. در این استدلال به تخصیص ارزشی مشخص توجه نشده است. ۲. قابلیت اطمینانِ قوایِ شناختی، گاه نیازمند تعلیق است. ۳. اعتبارپذیریِ باورها در انواع مختلفی طبقهبندی میشوند. ۴. استدلال بیزی، دیگر شواهد مرتبط با اطمینانپذیریِ قوای شناختی را نادیده میگیرد. ۵. نتیجۀ «احتمال قابلیت اطمینان قوای شناختی، ۱ است»، بنابر نظریۀ تأیید بیز، نتیجهای نادرست است. ۶. شاید شواهد مستقل، طبیعتگرایی و تکامل را موقتاً از اِشکال خودشکنبودن نجات دهد، اما خودشکنیِ طبیعتگرایی از طریق دیگر استدلالها قابل اثبات است و لذا اِشکال خودشکنی همچنان به قوت خود باقی است. این مقاله دو هدف را دنبال میکند: نخست، تحلیل استدلال تکاملیِ بیزمحور در رد طبیعتگرایی و دوم، ارائۀ افزودهها و پیشنهادهایی برای تکمیل آن.