بررسی راهکارهای ارتقای فضای باز مدارس ابتدایی دخترانه از نگاه دانشآموزان (نمونۀ موردی: شهر تبریز)
نویسندگان
1 گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22061/jte.2018.2921.1740چکیده
پیشینه و اهداف: تحقیقات نشان میدهد حضور دانشآموزان در طبیعت و فضای باز موجب کاهش استرس، افزایش جنبوجوش و تحرک، بالا رفتن تمرکز و ... میشود. لذا نباید کودکان را از نعمت حضور در این محیط محروم کرد. امروزه با توجه به افزایش ساختوساز در ایران و توسعه فرهنگ آپارتماننشینی حیاط خانهها کوچکتر و در بیشتر موارد غیرقابل استفاده شده است و جای خود را به تراس در هر واحد آپارتمانی داده است. این موضوع باعث شده تا ارتباط کودک با طبیعت و محیطهای طبیعی محدودشودواز آنجاییکه بعد از محیط خانه، اکثر اوقات کودکان در مدرسه سپری میشود، حیاط مدرسه میتواند محل مناسبی برای حضور در طبیعت را برایشان فراهم کند. گذران وقت در حیاط مدرسه اعم از اینک هدر فرصتهای تفریحی باشد یا آموزشی میتواند کمبود ارتباط کودکان با فضای باز را تا حدودی جبران کند. حیاط مدرسه به عنوان بخشی از فضای فیزیکی مدرسه دارای ویژگیهایی است که میتواند تاثیرات قابل توجهی در افزایش میزان یادگیری، رشد و پرورش دانشآموزان داشته باشد. از آنجا که در چند دهۀ اخیر در اکثر مدارس ساخته شده در ایران توجه به حیاط مدارس مورد غفلت واقع شده است، ضرورت توجه به این موضوع را بیان میکند.لذا پژوهش حاضر در پی تاکید ر اهمیت فضای باز مدارس، جهت بهبود شرایط فعلی با توجه به نیازهای دانشآموزان به عنوان بهرهبرداران اصلی است. روشها: در راستای دستیابی به این اهداف، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و میدانی، به بررسی 8 مدرسه ابتدایی دخترانه با روش انتخاب تصادفی در شهر تبریز پرداخته شد. در این مقاله سعی شده از روشهای مشارکتی مانند نقاشی و نگارش، مصاحبه با دانشآموزان در مورد خواستههایشان از حیاط مدرسه استفاده شود. در مجموع از 280 دانشآموز مصاحبه بعمل آمد و نقاشیهایشان مورد بررسی قرارگرفت. اطلاعات بدست آمده در نرمافزار 11MAXQDA کدگذاری شده و میزان اهمیت دادن دانشآموزان به هر کدام از دادهها مشخص گردید و درنهایت برای ارزیابی رضایتمندی آنان از آزمونtزوجی و ویلکاکسون (Wilcoxon) در نرم افزار SPSS استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان میدهد تفاوت معنیداری بین وضعیت حیاط مدرسه با وضعیت ایدهآلشان وجود دارد. در نهایت پیشنهادهایی در راستای ارتقای کیفیت حیاط مدارس ارائه گردید که برخی از آنها عبارتند از: افزایش ارتباط بین فضاهای باز و بسته، حوزهبندی عملکردها، استفاده از مصالح انعطافپذیر با رنگهای شاد در کف و جداره، استفاده از مبلمانهای متحرک و سبک. نتیجهگیری: با توجه به پژوهشهای صورت گرفته و یافتههای تحقیق میتوان نتیجه گرفت که محیط اطراف کودکان میتواند به صورت عامل بازدارنده و یا عامل تسهیلکننده در یادگیری، رشد و پرورش آنان عمل کند. میزان یادگیری و رشد کودک هنگام پیوند وی با محیط و ارتباط کودک با فضای باز و طبیعت بیشتر میشود. لذا باید با ایجاد محیطی مناسب و مطابق با نظر آنان تمایل کودکان به حضور در محیط را افزایش داد. عامل کلیدی در طراحی قادر بودن کودکان به خلق محیطهای یادگیری خودشان است، نه اینکه در محیطی قرار بگیرند که همه چیز از قبل برای آنها از پیش تعیین شده باشد. در پاسخ به سوال اول تحقیق میتوان به افزایش وسایل ورزشی و توجه به کیفیت و رعایت مقیاس با 97% و افزایش سبزینگی با 96% اشاره کرد که بیشترین سهم را در میان خواستههای دانشآموزان دارند. در پاسخ به دیگر سوالات تحقیق باید گفت که میان خواستههای آنان از حیاط مدرسه با شرایط فعلی تفاوت وجود دارد که با راهکارهای پیشنهاد شده در این تحقیق میتوان به خواستههای آنان جهت رسیدن به شرایط ایدهآل نزدیک شد.