تحلیل انتقادی دیدگاه رایل درباره ی مسأله ی تعامل نفس و بدن و رابطهی آن با انکار نفس، بر اساس مبانی حکمت متعالیه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران .
2 استادیار گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
3 استادیار گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22099/jrt.2022.44955.2760چکیده
دوگانه انگاری افراطی نفس و بدن در فلسفهی دکارت مسألهی رابطهی آن دو را پیش آورد. یکی از نقدهایی که مخالفان دوگانهانگاری بر این دیدگاه وارد کردهاند همین مسأله بوده است. گیلبرت رایل نیز در کتاب مفهوم ذهن (1949) که در رد دوگانهانگاری دکارتی نوشته است این اشکال را مطرح کرده است. این مسأله توسط خود دکارت و معاصرانش نیز مطرح و پاسخ داده شده است. اما راه حلهایی که دکارت برای حل این مسأله ارائه داد قانعکننده نبودند و او در نهایت برای حل (منحل کردن) این مسأله فکر نکردن به چگونگی این رابطه را پیشنهاد داد. صدرالمتألهین با برداشتن شکاف بین نفس و بدن و با استفاده از مبانی خاص خود از جمله اصالت و تشکیک وجود، حرکت جوهری و ... و همچنین با مطرح کردن وسائطی چون روح بخاری و بدن مثالی به دنبال پاسخ مناسبی به این مسأله بود. در این دیدگاه نفس و بدن دو موجود متمایز منفصل نیستند؛ بلکه آن دو مراتب یک حقیقت واحدند. اگرچه بر اساس دیدگاه صدرا میتوان پاسخ بهتری به مسألهی تعامل نفس و بدن ارائه داد اما این دیدگاه نیز با اشکالها و ابهامهایی مواجه است. به نظر میرسد فیلسوفان علیرغم همهی تلاشهایشان نتوانستهاند پاسخ در خوری به این مسأله دهند اما این امر نمیتواند دلیلی بر انکار وجود نفس باشد.