سنتزپژوهی بازدههای آموزشی کلاس معکوس در فعالیتهای یاددهی-یادگیری
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
4 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22061/jte.2018.2154.1547چکیده
پیشینه و اهداف: امروزه در کلاس های درس، بیشتر آموزش مستقیم مطالب مورد نظر است و نه برانگیختن حس تحقیق و خالقیت در فراگیران. با توجه به اینکه تدریس عاملی است که فرصتهایی برای یادگیری فراگیران فراهم میکند، لازم است فرآیندهای یاددهی- یادگیری نیز با این تحولات هماهنگ شود و از راهبردهای سنتی انتقال اطلاعات به سمت راهبردهای آموزشی جدید مساله محوری و مشگل گشایی حرکت کند که به رشد توانایی های خالق در فراگیران منجر میشود. از سویی دیگر طی دهه های گذشته استانداردهای آموزشی بر ارزش بالقوه محیطهای یادگیری فراگیرمحور تاکید کرده اند که در آن فراگیران به طور فعالانه در فعالیت های یادگیری سطح بالا درگیر میشوند. محیط های یادگیری فراگیرمحور، مستلزم استفاده از روشهای یادگیری فعال در کلاس درس است، از جمله ارائه ها، حل مساله در گروه های کوچک، خود ارزیابی و ارزیابی توسط همکاران و بحث گروهی، اما ایجاد چنین محیط- هایی یک چالش است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی بازدههای آموزشی کلاس معکوس با استفاده از روش سنتزپژوهی انجام گرفت. روشها: از این رو واحد تحلیل، شامل کلیه پژوهشهای علمی مرتبط بود که باتوجه به جست و جوی منظم در پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی بر اساس معیارهای ورود تعداد 1298 پژوهش علمی شناسایی و در نهایت بر اساس معیارهای خروج تعداد 106 پژوهش جهت تحلیل نهایی انتخاب شد. برای فراهم آوردن اطلاعات مورد نیاز، از فرم کاربرگ طراحی شده توسط محقق استفاده گردید و برای اطمینان از نحوه کدگذاریها از دونفر ارزشیاب جهت کدگذاری مجدد یافتهها استفاده شد. جهت تحلیل یافتهها از الگوی شش مرحلهای سنتزپژوهی روبرتس با استفاده از روشهای کدگذاری باز و محوری از نرم افزار Nvivo-8 استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد کاربست کلاس معکوس در آموزش منجر به وقوع 119 نوع بازده آموزشی میشود که باتوجه به دسته بندی کردن بازدهها در محورهای کلی این بازدهها شامل 7 بعد در حیطههای زمانی، تعامل، مهارت، فردی، گروهی، تحصیلی و تدریس میشد که بیشترین بازده آموزشی آن متوجه فرد بود. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که باید پذیرفت که امروزه رویکردهای یاددهی- یادگیری دچار تحول شده است، فراگیران بیشتر ترجیح میدهند که در کلاس درس و یادگیری نقش فعالی داشته باشند، امروزه کمتر فراگیری یافت میشود که نقش منفعل در کلاس درس را ترجیح دهد، از سویی دیگر ابزارها و موقعیت های یادگیری نیز دچار تحول شده است، بنابراین در زمان حال متناسب با این تحولات صورت گرفته یکی از مهم ترین مواردی که باید در رویکردهای یاددهی-یادگیری به آن توجه کرد، خلق موقعیتهای یادگیری جذاب میباشد. این اقدام میتواند از طریق استفاده از فناوریهای صوتی و تصویری و همچنین کاربست کلاس معکوس در آموزش محقق شود. لذا انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه و شناخت مزایا و موانع آن در اجرا ضروری به نظر میرسد.