مقایسۀ رابطۀ عقل جزوی و کلّی از دیدگاه مولانا با تفکّر اوّلیه و ثانویه از دیدگاه گابریل مارسل
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2 استادیار گروه ادیان و عرفان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
3 دانشیار گروه ادیان و عرفان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
doi
10.22099/jrt.2022.42308.2591چکیده
توجه به انواع و مراتب عقل، بهعنوان ابزار شناخت در فلسفه و عرفان از قرنها پیش مطرح بوده است. در این میان مولانا نیز بر جایگاه و اهمّیت عقل و تمایز انواع آن تأکید داشته است. با دقت در مثنوی میتوان دریافت که عقل جزوی و کلّی، شباهت های قابل تأمّلی با تفکّر اوّلیه و ثانویه،که گابریل مارسل، فیلسوف فرانسوی مطرح کرده است، دارند. مارسل دو سنخ تفکّر را از هم متمایز میکند؛ یکی تفکّر اوّلیه که ناظر به مسائل است و دیگری تفکّر ثانویه که ناظر به رازهاست. پژوهش حاضر به شیوۀ تحلیلی-مقایسهای انجام شده و نتایج بهدست آمده حاکی از آن است که مولانا و مارسل از دو دریچۀ متفاوت یعنی اولی عرفانی و دومی فلسفی، دریافتهاند که حقایق ماورائی را از طریق تجربه و شهود واز طریق مواجهه میتوان دریافت که در نهایت با معرفتی حیرتزا کشف میشوند. همچنین تقسیمات دو سنخی برای معرفت، آثار و نتایج اخلاقی دارد که البته هدف مارسل،کارکردهای اخلاقی و معنوی آنها مورد نظر بوده، ولی هدف مولانا رسیدن و پیوستن به حقیقت و اصل وجود است و عمل اخلاقی در مسیر معرفت به امور ماورائی، وسیلهای برای نیل به این حقیقت است. مولانا و مارسل در این تقسیمبندیها، فلاسفه را به جهت استفاده از ابزار مادی درفهم امور ماورائی، مورد نقد قرار دادهاند؛ با این حال در مورد امور ماورائی مولانا معتقد است، مسیر طریقت باید به مدد یک پیر واصل طی شود اما چنین مسئلهای در تفکر مارسل که فیلسوف است، مشاهده نمیشود.