ارائهی الگوی وحدت عالم ماده براساس مبانی حکمت متعالیه و فیزیک جدید
نویسندگان
1 دانشیار گروه شیمی، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران
2 دانشآموخته دکتری حکمت متعالیه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22099/jrt.2022.42061.2564چکیده
کشفیات و تجربههای زیاد در ابتدای قرن بیستم نشان داد که فیزیک کلاسیک برای به تصویر کشیدن صورت صحیحی از عالم طبیعت کافی نیست و همین نارسائیها منجر شد تا تفکر بشر در مسیر جدیدی از علم فیزیک قرار گیرد. در نگرش جدید فیزیک، نگاه به پدیدههای هستی، نگاه به اجزای جدانشدنی و در کنش و واکنش یک کل هماهنگ است. از سوی دیگر در حکمت متعالیه با توجه به مبانی فلسفی صدرا مانند تشکیک طولی و عرضی، وجود زمان مشترک و... نظامی از عالم طبیعت توصیف شده که با یافته های جدید فیزیک مسانخت بسیار دارد. یکی از بزرگترین نتایج این کاوش آن است که اشیای مادی به صورت متمایز از یکدیگر نیستند، بلکه به-گونهی جداییناپذیر، به محیط پیرامون خود متصل شدهاند و خواص آنها تنها بر حسب ارتباط آنها با کل جهان قابل درک است. این روابط تا فواصل دوردست عالم کبیر و تا ستارگان و کهکشانهای بسیار دور کشانیده می-شود و درنهایت با تلفیق این دو نگرش، وحدت عالم هستی در جهان ماکروسکوپی نمایان میشود. تلفیق دست آوردهای جدید علوم طبیعی با تفکر فلسفی گامی رو به جلو در شناخت بهتر و کاملتری از عالم طبیعت است.