برون رفت نهایی حکمت متعالیه از چالش ارتباط متغیر با ثابت، برپایه اندیشه استاد جوادی آملی
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری فلسفهی فیزیک، دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران
doi
10.22099/jrt.2022.42375.2613چکیده
مسئله ارتباط امر متغیر با ثابت، یکی از پیچیدهترین مسائل فلسفی است؛ چراکه متغیر از جهتی که متغیر است، نمیتواند با ذات ثابت خداوند متعال در ارتباط باشد. ازاینرو بسیاری از فیلسوفان مسلمان کوشیدهاند تا وَجه ثباتی برای متغیر در نظر گیرند. بهرغم نکات ارزندهای که پیشنهادهای ایشان برای گره گشایی از معضل یادشده دارند، اما هیچیک بهتنهایی نمیتوانند این چالش را حل نمایند؛ چراکه در ثبات و تغیر، نسبت به غیر لحاظ نشده است؛ پس نمیتوان برای امر متغیر دو چهره وجودی در نظر گرفت که از منظر امور ثابت، ثابت و از منظر امور متغیر، متغیر باشد. آیتالله جوادی آملی خوانش جدیدی در گره-گشایی از این مسئله دارند که بر تشکیک وجود استوار است. برابر این دیدگاه، همه مراتب وجود به ثباتی نفسالامری و غیر نسبی متصف هستند که برپایه مرتبه وجودی آنها شدت و ضعف مییابد. ضعف ثبات در مراتب پایین وجود، مایه شکلگیری مفهوم منافق «تغیر» از این مراتب میگردد. نوشتار پیش رو با هدف حل نهائی مسئله ربط متغیر به ثابت بر اساس اصول حکمت متعالیه، نخست به تحلیل و بررسی اجمالی آرای مهم حکیمان مسلمان پرداخته و سپس با واکاوی دیدگاه استاد جوادی آملی، به برتریهای دیدگاه ایشان نسبت به اقوال دیگر اشاره میکند.