نقش تعلیل فلسفی در توصیف علمی از منظر حکمت سینوی: با تأکید بر آموزههای طبّی
نویسندگان
1 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، پردیس فارابی دانشگاه تهران
2 دانشکده طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران
doi
10.22099/jrt.2021.41909.2554چکیده
نسبت میان علم و فلسفه از وجوه گوناگونی قابل بررسی است؛ یکی از این وجوه، پرسش از نسبت میان توصیف علمی و تعلیل فلسفی است. پیروان دیدگاه تجربهگرا بر این باور اند که میان پرسش از چرایی پدیدهها در مقام تعلیل، و چگونگی آنها، در مقام توصیف، نسبتی وجود ندارد و مرزهای علم طبیعی، مستقل از فلسفه است. در این میان بازخوانی اندیشۀ حکیمانی چون ابنسینا، که توأمان از دانش حکمت و علوم طبیعی بهرهمند بودند، میتواند برای رهیافتهای جدید در نسبت میان علم و فلسفه راهگشا باشد. در نظام حکمت سینوی، مقام تعلیل از مقام توصیف تمایزاتی دارد، اما از آن مستقل نیست. شیوۀ تعلیل فلسفی، چه در فلسفۀ الهی و چه در فلسفۀ طبیعی، در شیوۀ توصیف علمی اثرگذار است و از حیث روششناختی، توصیف در برابر تجویز قرار میگیرد و نه تعلیل. بر این اساس بدون داشتن الگوی مشخص از روابط علّی – معلولی، نمیتوان توصیف روشمندی از پدیدههای طبیعی و علمی ارائه داد. ویژگیهای اساسی در این الگوی علّی شامل: تمایز علیّت بالذّات از بالعرض، علیّت قریب از بعید، علیّت مرکب از بسیط، علیّت بالقوه از بالفعل و همچنین اثرگذاری نسبت میان علل، در اسناددهی و استدلالآوری علمی است.