بررسی معانی و مصادیق دهر و سرمد از منظر ابنسینا، میرداماد و ملاصدرا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه شیراز
2 دانشجوی دکتری دانشگاه باقرالعلوم
3 دانشیار فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jrt.2021.40869.2496چکیده
با بررسی تفسیر ابنسینا و میرداماد از بیان معانی و مصادیق اصطلاح دهر و سرمد، دانسته میشود که ابنسینا برای اصطلاح دهر، پنج معنا و چهار مصداق، و برای اصطلاح سرمد، دو معنا و چهار مصداق بیان کرده است که این معانی گاه با یکدیگر مخالفاند. البته این اختلاف در تعابیر میتواند نشانی باشد از توسعه و تعمیم در این دو اصطلاح. ابنسینا برای عالم دهر، دو ویژگی اختصاصی و برای عالم سرمد، دو ویژگی مخصوص به آن عالم بیان کرده و درنهایت، دو ویژگی مشترک میان این دو عالم را نیز ذکر کرده است. میرداماد درخصوص عالم دهر، دو تعبیر بدیع به کار برده است و دو مصداق و سه ویژگی اختصاصی برای عالم دهر معرفی کرده است. وی در پی این تحلیل نیز یک مصداق و یک صفت ویژه برای عالم سرمد بیان کرده است. صدرالمتألهین سه معنا برای دهر، هفت مصداق برای آن و چهار مصداق برای سرمد بیان کرده است. این مقاله ضمن نگاه تاریخی به این مسأله، با روش تحلیلی- تطبیقی، ابتدا به تبیین دیدگاه ابنسینا پرداخته و سپس به تقریر رویکرد میرداماد و ملاصدرا همت گمارده است و درنهایت، با بررسی و مطالعهی تطبیقی دیدگاه این فیلسوفان، نشان داده است که این تفاوت در تفسیر میتواند از اهتمام این سه حکیم به ارائهی تفسیری مطابق با واقع از این دو اصطلاح، در مقام مقایسه با مراتب مختلف نظام هستی حکایت کند و بیانکنندهی نوع نگرش آنها به جهان هستی باشد. هدف این مقاله، تبیین و تحلیل چگونگی وقوع تحوّل در این مفاهیم است. این مهم میتواند در فهم مبانی هر فلیسوف کمک شایانی کند.