پارادوکس مکتاگرت: تقریری از چیستی و دلالت آن بر نفی واقعیبودن زمان
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف و علوم انسانی، دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)
doi
10.22099/jrt.2021.41144.2506چکیده
هستی و چیستی زمان از مسائل چالشبرانگیز فلسفه است. مکتاگرت، فیلسوف انگلیسیِ فعال در ابتدای سدهی بیستم میلادی، زمان را غیرواقعی دانسته است. وی دو چارچوب مفهومی را برساخته: سلسلهی آ (با مفاهیم محوری «گذشته»، «حال» و «آینده») و سلسلهی ب (با مفاهیم محوری «پیش»، «مقارن» و «پس») و بیان داشته که واقعیبودن زمان، متوقف بر تحقق سلسلهی آ میان وقایع است. مکتاگرت سپس استدلال کرده است که تحقق سلسلهی آ مستلزم دور یا تسلسل باطل است. قلب پارادوکس مکتاگرت عبارت است از تناقضی که در هریک از مراحل تسلسل یادشده رخ میدهد، و چگونگی فهم آن، خودْ محل نزاع است. این مقاله با استفاده از ابزارهای صوری منطق جدید و عملگرهای زمانی، تقریر جدیدی از پارادوکس مکتاگرت ارائه میکند؛ بدین قرار که فرض واقعیبودن سلسلهی آ مستلزم وقوع تناقض میان توصیفهای زمانی متفاوت از واقعهای واحد است. آنگاه تلاش برای رفع آن، به شکلگیری تناقض در گزارههای موجه با زمانهای مرکب میانجامد، گزارههایی که میتوان صورت نمادین آنها را با ترکیب چندسطحی از عملگرهای زمانی نشان داد. ترکیب زمانیِ یادشده و نمایش صوری آن را میتوان تا هر سطح دلخواهی ادامه داد. بدینترتیب، سلسلهای از تناقضها در صورتبندی پارادوکس مکتاگرت شکل میگیرد که بیپایان است. پارادوکس مکتاگرت محور بسیاری از مباحث فلسفهی زمان قرار گرفته و حتی محرّک تدوین منطق زمان بوده است. واکنشها به پارادوکس مکتاگرت را میتوان چنین دستهبندی کرد: برخی از باورمندان به واقعیبودن زمان، شکلگیری دور یا تسلسل ادعایی مکتاگرت در سلسلهی آ را انکار کردهاند؛ برخی دیگر از آنان پارادوکس مکتاگرت را پذیرفتهاند، اما تبیینی از زمان را با توسل به سلسلهی ب (به جای سلسله آ) ارائه کردهاند؛ دستهای دیگر نیز تمامی اجزای استدلال مکتاگرت را پذیرفتهاند و زمان را غیرواقعی دانستهاند. حضور فیلسوفانی شاخص در هریک از سه دسته چشمگیر است و مباحث میان آنان حول پارادوکس مکتاگرت همچنان ادامه دارد.