تنگنای جغرافیایی و تمایلات ژئواستراتژیک عراق با رویکرد امنیتی
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای سیاسی، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران
doi
10.22034/jgeoq.2024.333957.3610چکیده
در تعاریف مختلفی که تاکنون از قدرت ملی و مؤلفههای آن به عملآمده تأکید بر عناصر عینی قدرت همانند وسعت، موقعیت، منابع، شمار جمعیت، دسترسی و ...، بخش اساسی آن مفاهیم و مصادیق را شامل شده است. خوشایندی احساس ناشی از قدرت، گرایش به ماندگار سازی و گسترش آن را در میان اجتماعات انسانی و واحدهای سیاسی پدید آورده است. گرایشی که در قالب مفاهیم و گزارههای مختلف بارها نظریهپردازی شده است. رویکرد فضای حیاتی در سیاست خارجی دولتها، بر تحصیل سرزمین و منابع موجود در آن برای خودکفایی و افزایش قدرت ملی مبتنی است. چنین رویکردی در پیدایش دوران استعمار و توسعهطلبی قدرتها نقش انکارناپذیری داشته است. رویکرد یادشده تحت عنوان لبنسروم (فضای حیاتی) به همراه گرایشهای نژادگرایانه، در جهتدهی به سیاست خارجی نازیسم در آلمان و توسعهطلبی آن کشور نقش اساسی داشت. به نظر میرسد ویژگیهای جغرافیای سیاسی عراق، باعث بروز رفتار تهاجمی در سیاست خارجی این کشور شده و خواهد شد. در این نوشتار، نویسنده بر آن است با رهیافتی تاریخی و روششناسی توصیفی- تحلیلی جایگاه نظریه لبنسروم (فضای حیاتی) در تمایلات ژئواستراتژیک عراق را بازشناسی کند. در حقیقت هدف اصلی عراق در دستیابی به اهدافی نظیر دستیابی به قدرت اول منطقهای، از طریق تسلط بر اروند، غلبه بر تنگناهای جغرافیایی عراق است که میتواند بهطور پایدار و مداوم تمایلات ژئواستراتژیک این کشور را شکل دهد.