واکاوی نظریۀ انسانشناسی شناختی لوسن و مکالی دربارۀ نظام مناسک دینی
نویسندگان
1 استادیار گروه ادیان و عرفان دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری علوم شناختی، گرایش شناخت اجتماعی، مؤسسۀ آموزش عالی علوم شناختی
doi
10.22059/jrm.2022.335619.630287چکیده
انسانشناسی شناختی میکوشد با ابزارهای علوم شناختی به مطالعۀ موضوعات و مسائل فرهنگ بشری بپردازد، و نظریۀ تامس لوسن و رابرت مکالی دربارۀ نظام مناسک دینی از نظریات پیشگام و دورانساز این حوزه است. آنها میکوشند تحلیلی شناختگرایانه از صورت نوعی ساختار نظام مناسک دینی ارائه دهند. به باور آنها، چنین تحلیلی از توانش مناسکی مشارکتکنندگان، دانش عمدتاً ناخودآگاه و قضاوتهای شهودی آنها دربارۀ ماهیت و کیفیت مناسک، پرده برمیدارد. مطابق تحلیل آنها، مناسک دینی کنشاند، نظیر سایر کنشهای بشری، جز اینکه در آنها کارگزاران فرابشری نقشی محوری دارند. اجرای مناسک دینی منوط به دانش الاهیاتی نیست و تحلیل نظام بازنمایی کنش و سایر نظامهای مسئول برای خردورزی دربارۀ کارگزاران و کنشها برای شناخت قضاوت شهودی مشارکتکنندگان کافی است. این نظریه دستکم شش یافتۀ شناختی دارد که به باور خود آنها هم قدرت پیشبینی رفتار مشارکتکنندگان را به ما میدهند، هم به لحاظ تجربی آزمونپذیرند.