نابسامانی کلیسای شرقی بینالنهرین از دورۀ خسروپرویز تا برافتادن ساسانیان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشتۀ تاریخ ایران اسلامی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی
2 استادیار گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران عضو هیئت علمی و مدیر گروه تاریخ دانشگاه تهران
3 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
doi
10.22059/jrm.2022.330738.630254چکیده
در دوران شهریاری خسروپرویز، مسیحیانِ ساکن در بین النهرین متعدد بودند. کلیسای شرقی بین النهرین، به عنوان یکی از مهم ترین زیرمجموعه های کلیسای شرقی در آن زمان دچار نابسامانی بود. هدف این پژوهش بر آن است تا وضعیت کلیسای شرقی بین النهرین در آستانۀ فتوح اسلامی تا برافتادن ساسانیان را بررسی کند. در این پژوهش تلاش میشود تا به این پرسش پاسخ داده شود که علل نابسامانیِ کلیسای شرقی بین النهرین از دورۀ خسروپرویز تا برافتادن ساسانیان چه بوده است؟ یکی از منابع مهم، برای بررسی این دوران، نامه هایی است که یشوع یهب سوم (فوت659م)، بطریق ایرانیِ کلیسای شرقی بین النهرین، همزمان با فتوح اسلامی، به سران کلیسا ارسال کرده است. تحلیل دادهها بر محوریت نامههای یشوع یهب سوم با رویکرد توصیفی- تحلیلی، مبتنی بر روش تاریخی، نشان داد که مناقشات داخلیِ کلیسای شرقی بینالنهرین که سیاسی و در عین حال، آموزهای بود، موجودیت آن را به خطر انداخته بود. در واقع تفاوت در مسیح شناختیِ نسطوریان و میافیزیتها، کلیسا را به شدت ضعیف کرده بود. از سوی دیگر تضاد نهادهای درونیِ این کلیسا تحکیم آنرا بر هم زده بود. برخی از زردشتیان نیز با مشاهدۀ عدم حمایت برخی مسیحیان از ایشان، دست به اغتشاش زدند، کلیساهایی را ویران کردند و این آشفتگی را تشدید کردند. درواقع، نابسامانیِ کلیسای شرقی بین النهرین، پیش از فتوح اسلامی در بینالنهرین آغاز شده بود و از شروع فتوح اسلامی تا دست کم پایان سلسلۀ ساسانی، حاکمان مسلمان مشکل حادی برای کلیسا ایجاد نکردند.