سنجش سطح دانش و آگاهی روستاییان درباره مدیریت بحران خشکسالی (مطالعه موردی: روستاهای دهستان میان خواف شهرستان خواف)
نویسندگان
1 فردوسی مشهد
2 فردوسی مشهد
3 فردوسی مشهد
doi
10.22067/geo.v6i2.57481چکیده
مخاطرات طبیعی یک چالش عمده در نواحی روستایی است و کنترل آن در روستا از اهمیت زیادی برخوردار است. با توجه به این مسئله هنوز عرصههای روستایی کشور از یک مدیریت فراگیر بحران برخوردار نبوده و سالیانه تعداد زیادی از ساکنان نواحی روستایی کشور در اثر سوانح طبیعی و غیرطبیعی دچار خسارات و تلفات جانی و مالی میشوند. روستاها و اهالی آن به عنوان پایه اصلی در مدیریت بحران با دانش و آگاهی، پیشبینی، آمادگی و بازسازی مناسب، نقش جدی در کاهش خسارات و تلفات مخاطرات خواهند داشت. پژوهش حاضر در بهار 1395، با هدف سنجش سطح دانش و آگاهی روستاییان درباره مدیریت بحران خشکسالی انجام شد. برای رسیدن به هدف پژوهش از روششناسی توصیفی- تحلیلی از طریق شیوه مطالعه اسنادی و پیمایشی (پرسشنامه محقق ساخته) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش را 260 نفر از خانوارهای روستایی دهستان میان خواف شهرستان خواف تشکیل دادهاند. برای جمعآوری دادهها از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای با ابزار پرسشنامه محقق ساخته بر اساس شاخصها و مؤلفههای ابعاد 4 گانه دانش مدیریت بحران خشکسالی از ادبیات نظری استفاده شد. پایایی ابزار اندازهگیری با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (0.784)، تأیید شد. نتایج و یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که خانوارهای روستایی نمونه در برخورداری از مؤلفههای ابعاد چهارگانه دانش مدیریت بحران و در کل دانش روستاییان درباره مدیریت بحران خشکسالی، پایینتر از سطح مطلوب میانگین عددی 3 قرار دارند. همچنین با استفاده از مدل اولویتبندی کوپراس، بین روستاهای مورد مطالعه در خصوص برخورداری از دانش مدیریت بحران خشکسالی رتبهبندی انجام گرفت که روستای فایندر با بیشترین امتیاز در رتبه اول و روستای وراب در رتبه دوم و روستای مهاباد در پایینترین رتبه قرار دارند.