عوامل مؤثّر در جمعیّت‎پذیری شهرهای جدید اقماری(مطالعه‎ی موردی: شهرجدید اندیشه)

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده‎ی جغرافیا، دانشگاه تهران

2 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه‎ریزی شهری، دانشگاه تربیت معلّم

doi
چکیده

به‎دنبال گسترش شهرنشینی در جهان و ایران و حاد شدن مسائل آن بازنگری در رویکردهای برنامه‎ریزی و طرّاحی شهری به ضرورتی گریزناپذیر در کشور بدل شده است. ساخت شهرهای جدید برای حرکتی اساسی در نظام شهرنشینی کشور، از دهه‎ی 1360 به‎عنوان راه‎حلّی اساسی آغاز شد که اکنون نیز ادامه دارد. اکنون، پس از گذشت بیش از یک دهه از فعّالیت این شهرها، بررسی دلایل رشد و جمعیّت‎پذیری برخی از این شهرها نسبت به دیگر شهرها لازم به نظر می‎رسد. برای این منظور شهرجدید اندیشه، به‎عنوان پرجمعیّت‎ترین شهر از مجموعه شهرهای جدید اطراف تهران را مورد بررسی قرار دادیم. در این پژوهش از داده‎های مرکز آمار ایران و تکمیل پرسش‎نامه و مشاهده‎ی میدانی استفاده شده که روش‎های مناسبی برای بررسی موضوع ذکر شده است. برای تجزیه و تحلیل داده‎ها نیز از نرم‎افزار (SPSS) استفاده شده است. یافته‎های پژوهش نشان می‎دهد، میزان فاصله از کلان‎شهر تهران و تفاوت قیمت زمین و مسکن میان تهران و شهر جدید اندیشه از مهم‎ترین عوامل مؤثّر در جذب جمعیّت به این شهر جدید بوده است. شهرهای جدید تهران در دسته‎ی شهرهای جدید اقماری هستند و هدف از ساخت این نوع شهرها، عرضه‎ی مسکن ارزان‎قیمت، همراه با خودکفایی شغلی و خدماتی است، به‎گونه‎ای که رفت‎وآمد روزانه به مادرشهر را تشویق نکند؛ اما از آن‎جاکه شهرهای جدید تهران، در زمینه‎ی خودکفایی شغلی و خدماتی استقلال کافی را ندارند و همواره برای بازار کار و تأمین نیازهای ساکنان به کلان‎شهرتهران وابسته هستند، بنابراین شهر جدید اندیشه که در سمت و سو توسعه‎ی تهران و در فاصله‎ی کمتری از کلان‎شهر قرار دارد، از رشد جمعیّتی بیشتری برخوردار بوده است.