بعد چهارم عالم طبیعت در حکمت صدرایی و نسبیت اینشتن

نویسندگان

1 دکتری فلسفه و کلام دانشگاه اصفهان

2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی ، دانشگاه اصفهان

3 دانشیار دانشگاه صنعتی شریف

doi
10.22099/jrt.2021.38736.2390
چکیده

یکی از دغدغه­های فیلسوفان در طول  تاریخ اندیشه­ی فلسفی، پاسخ­گویی به پرسش از چیستی و هستی زمان و مکان بوده و هست. به همین­منظور در این پژوهش سعی بر آن است تا مسأله­ی فضا و زمان  در حکمت صدرایی و ارتباط آن با پیامدهای حاصل از فیزیک جدید تبیین شود و افزون بر مقایسه­ی تحلیلی دو دیدگاه، ابعاد جدیدی از این مسأله­ی پیچیده و مبهم اشاره ­گردد. نگاه صدرا به مسأله­ی زمان با توجه به مبانی تفکر او در وجودشناسی به ویژه حرکت جوهری، سازگاری بهتری با یافته­های جدید فیزیک­دانان چون اینشتن دارد. از مهمترین دست­آوردهای این مقاله، با توجه به نگاه هستی­شناسی صدرالمتالهین از زمان، دست­یابی به نگاهی جامع­نگر و با دامنه­ای وسیع به مسأله­ی فضا - زمان است که دیدگاه فضا - زمان نظریه­ی نسبیت را پوشش می­دهد و با توجه به مسأله­ی زمان مشترک، الگویی اتصال و یکپارچگی عالم طبیعت را با ابعادچهارگانه به تصویر می­کشد. روش مورد استفاده در این پژوهش اسنادی – تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه‌ای است. آثار اصلی صدرالمتألهین و پژوهش­های اینشتن در نظریه نسبیتمنبع این پژوهش است.امید است این نگرش افزون بر آشکارسازی زوایای فلسفی مسأله­ی زمان، بتواند راه­گشای انکشاف ابعاد جدیدتری برای فیزیک­دانان باشد.