ایرادهای وعاء دهر میرداماد از منظر ملاصدرا و جایگاه آن نزد حکیم سبزواری
نویسندگان
1 استادیار الهیات و معارف اسلامی گروه فلسفه دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 فلسفه و کلام اسلامی، الهیات، شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22099/jrt.2020.5942چکیده
میرداماد با کاملندانستن نظامهای فلسفی پیش از خود (سینوی و اشراقی)، نظامی نوین به نام حکمت یمانیه را تأسیس کرده است و به تصریح خود میرداماد، از ارکان مهم این نظام، وعاء دهر است. وی از این نظریه در مباحث جهانشناسی و خداشناسی، مانند چگونگی پیدایش جهان، موجودات زمانمند، مکانمند و نیز تبیین چگونگی علم تفصیلی پیشین واجبالوجود به موجودات استفاده میکند. با وجود اهمیتی که میرداماد برای وعاء دهر قائل است، پس از وی، حتی ملاصدرا، شاگرد بیواسطهی میرداماد، نیز به این نظریه بیاعتنایی کرده است. در نوشتار حاضر با روش بررسی و تحلیل آثار میرداماد و مقایسهی آن با آرای ملاصدرا، به تبیین چرایی مطرحشدن وعاء دهر در آرای میرداماد پرداختهایم و سپس ایرادهای ملاصدرا به آنرا تشریح کردهایم تا در خلال مقایسهی میان آرای این دو اندیشمند، ایرادهای این نظریه و نیز علت رویگردانی ملاصدرا از وعاء دهر آشکارتر شود. در پایان نیز به بیان تلاشهای حاج ملاهادی سبزواری برای آشتیدادن وعاء دهر میرداماد با مبانی حکمت متعالیه پرداختهایم.