اثرات پرتوتابی الکترون و آنزیم فیبرولایتیک بر ترکیب شیمیایی و تجزیه پذیری شکمبه ای برگ خرما

نویسندگان

1 استادیارگروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد تغذیه دام، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران

3 استادیارگروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زابل، زابل، ایران

doi
10.22092/asj.2018.116177.1565
چکیده

این آزمایش به منظور بررسی تاثیر پرتوالکترون و آنزیم فیبرولایتیک بر ترکیب شیمیایی و تجزیه‌پذیزی شکمبه‌ای برگ خرما در یک طرح کاملا تصادفی با قالب فاکتوریل 2×2 شامل 2 سطح پرتوتابی (150 و 300 کیلوگری) و 2 سطح آنزیم( 5/1 و 3 گرم در کیلوگرم ماده خشک نمونه‌ها) انجام شد.بدین منظور ابتدا با استفاده از روش کیسه­های نایلونی، مقدار 5 گرم نمونه آسیاب شده به مدت 2 ، 4،8 ، 12، 24، 48، 72 و 96 ساعت در شکمبه دو رأس گاو سیستانی دارای فیستولای شکمبه­ای شکمبه‌گذاری و فراسنجه­های تجزیه­پذیری برآورد شدند. داده­های بدست آمده از ترکیب شیمیایی و تجزیه­پذیری ماده خشک با نرم­افزار SAS و فراسنجه­های تجزیه­پذیری با نرم­افزار Neway تجزیه و تحلیل شدند.بر اساس نتایج، پرتوتابی و آنزیم روی ماده خشک و عصاره اتری و پروتئین خام اثر معنی­داری نداشتند. اما، به صورت جداگانه و توأم سبب کاهش معنی­دار (01/0(p< الیاف نامحلول در شوینده­ی‌ خنثی و اسیدی شدند. همچنین بخش سریع تجزیه و تجزیه­پذیری موثر ماده خشک با افزایش دز پرتوتابی و سطح آنزیم به طور معنی­داری افزایش یافت (01/0(p<. نظر به اینکه پرتوتابی و آنزیم نقش مؤثری در بهبود ارزش غذایی و تجزیه­پذیری برگ خرما داشت و بهترین نتایج در استفاده توأم پرتوتابی با دز 300 کیلوگری و 3 گرم در کیلوگرم آنزیم به دست آمد، استفاده همزمان این دو سطح جهت بهبود قابلیت هضم و تجزیه­پذیری برگ خرما مؤثر است.