زبان آنالوژیک و زبان استعاری در تفسیر صفات مشترک انسانی و الوهی در تفسیر محاسن التأویل

نویسندگان

1 دانشگاه شیراز دانشکده الهیات و معارف اسلامی بخش علوم قرآن و فقه

2 دانشگاه شیراز دانشکده الهیات و معارف اسلامی بخش علوم قرآن و فقه

doi
10.22099/jrt.2020.5728
چکیده

تفسیر صفات مشترک انسانی و الوهی از معضلات اساسی در فلسفه و کلام اسلامی است. مفسران نیز همچون فلاسفه، در تفسیر این صفات وحدت رویه ندارند و به روش‌های متعددی به تفسیر پرداخته‌اند. جمال‌الدین قاسمی مفسری منتسب و مشهور به سلفی‌گری است که در تفسیر صفات مشترک انسانی و الوهی رویکردی خاص دارد. قضاوت درباره‌ی حقیقت باور قاسمی در تفسیر صفات، مشکل به نظر می‌رسد؛ زیرا در تفسیرش، با نقل گسترده‌ی سخنان سلف، در صدد تصویب بی‌چون‌وچرای مکتب اثبات است؛ اما ازدیگرسو، میل وی به تأویل و صنایع ادبی (نظیر مجاز و استعاره) و علاقه‌اش به نظرات زمخشری و آلوسی، در تقابل با اثبات‌گرایی اوست. قاسمی اینکه ابن‌تیمیه مجاز را به‌صورت جدی انکار می‌کند، کم‌رنگ جلوه می‌دهد و اشکال دیدگاه وی درخصوص جسمانیت ذات الهی را تخفیف می‌دهد و حتی بر آن است تا اختلاف میان منکران و مؤیدان مجاز را اختلافی لفظی معرفی کند. اثبات بلاکیف برخی صفات، و تأویل دیگر صفات و تمایل به نزدیک‌کردن مکتب اثبات و تأویل، حاکی از تمایزی است که او بین این دسته از صفات قائل است و براساس تفاوت صفات، گاه با زبان استعاری و گاه با زبان آنالوژیک (یعنی تشابه در عین تفاوت) سخن می‌گوید.