مسیح پائول ساموساتا؛ حقیقتی سرکوب شده در تاریخ
نویسندگان
1 دانشیار گروه ادیان وعرفان تطبیقی، دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری رشته ادیان و عرفان تطبیقی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jrm.2022.335999.630292چکیده
مسیح شناسی پائول ساموساتا یکی از مسیح شناسی هایی است که در قرن سوم میلادی توسط سینود انطاکیه به دلیل تأکید بر انسانیت صرف عیسی و نفی الوهیت جوهری و ازلی بودن مسیح، محکوم به بدعت شد. این مسیح شناسی حول سه محور مسیح تاریخی، انسان خداگونه و پیامبر نجات بخش قرار دارد و بیانگر این مهم است که عیسی که همانند انسان های دیگر متشکل از روح و بدن است، لیکن متعالیتر، و در نقطه ای از تاریخ از مریم متولد شد، با تکامل و پرورش اخلاقی خود، شایستگی فیض فرزندی خدا را پیدا کرد و به مقام یک پیامبر و مسیحای موعود که از پیش در نقشۀ نجات خدا طراحی شده بود، دست یافت و با مرگ خویش برای نجات انسانها و تسخیر گناه اولیۀ آدم با ارادۀ خدا وحدت یافت. نگارنده بر آنست که با نگاهی به مسیحیت سالهای اولیه، از یک سو میتوان این تئوری را مطرح ساخت که مسیحشناسی پائول ساموساتا که بیشترین قرابت را با مسیحیت اولیه دارد، احیاگر سنت فکری عیسی و اندیشۀ مسیحیان اولیه که عیسی را انسانی صرف می دانستند، می باشد و از سوی دیگر در تقابل با مسیح شناسی لوگوسی-کیهانی کاتولیکی است که قائل به الوهیت و انسانیت توأمان عیسی است.