تخمین بهینه جهت‌گیری و پاسخ‌های مگنتوتلوریک ساختار منطقه‌ای در نواحی پیچیده زمین‌شناسی (مطالعه موردی: گنبد نمکی نصرآباد)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد، موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران،تهران، ایران

2 استادیار، موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران،تهران، ایران

doi
10.30499/ijg.2025.483255.1644
چکیده

گنبدهای نمکی با محیط اطراف خود که عموما رسوبی است، تقابل هدایت ویژه الکتریکی بالایی دارند و از این نظر اهداف اکتشافی جالب توجهی برای روشهای مبتنی بر القای الکترومغناطیس(EM)  مثل روش مگنتوتلوریک(MT)  هستند. اما عوامل مؤثر در فرآیند گنبدزایی نمکی (نیروهای تکتونیکی، خیزش نمک به‌علت شناوری آن، رسوبگذاری، ...) و تعامل آنها با یکدیگر باعث می‌شوند تا چینش زمین‌‍شناسی در چنین محیط‌هایی پیچیده باشد. اعوجاج میدان‌های EM در این محیط‌های پیچیده باعث می‌شود تا توابع پاسخ مگنتوتلوریک برداشت شده بر فراز آنها مخدوش شوند و بنابراین شاهد رویداد عوارض مصنوعی و آنومالیهای کاذب در نتایج مدل‌سازی حاصل از آنها باشیم که دست‌یابی به یک تفسیر صحیح از ساختارهای زیرسطحی را غیرممکن می‌سازند. در این پژوهش از تعمیم مک‌نیث-جونز بر روش تجزیه تانسور امپدانس گروم-بیلی (GB) استفاده شده تا از تحلیل یک مجموعه حجیم از داده‌های مگنتوتلوریک (مربوط به 284 ایستگاه باند پهن) برداشت شده برفراز گنبد نمکی نصرآباد (گنبد شماره 4 از مجموعه گنبدهای نمکی شوراب) در غرب ایران مرکزی به تصویری منسجم و همخوان از ساختار کلی هدایت‌ویژه الکتریکی منطقه‌ای و توابع پاسخ آن دست یافت. این الگوریتم به‌دلیل نوع کمیت‌های آن که مبتنی بر فیزیک مسئله اعوجاج هستند، سطح اعوجاجی مخدوش کننده داده‌ها را با دقت ارزیابی کرده و تا حدی اثر آنها را از اندازه‌گیری‌ها حذف می‌کند. همچنین وابستگی تابع هدف تعریف شده در آن به خطای داده‌ها، امکان سنجش دقیق پارامترهای بازیابی شده و تعیین یکتای این پارامترها را فراهم می‌آورد. پارامترهای مدل GB در مورد داده‌های بررسی شده در این پژوهش ابتدا به‌صورت نامقید در بازه‌های پریودی متفاوت و سپس به‌صورت مقید در کل محدوده پریودی اندازه‌گیری‌ها برازش داده شدند تا ارزیابی دقیقی از اعوجاج آلوده کننده داده‌ها به‌دست آید. با برآورد اثرات اعوجاجی و حذف آنها ازاندازه‌گیری‌ها نشان داده شد که مؤلفه‌های امپدانسی بازیابی شده به مقادیر مطلوب برای پژوهش‌های دوبعدی نزدیک شده‌اند.