نظریهی قرارداد اجتماعی ژان ژاک روسو با رویکردی روششناسانه
نویسندگان
1 استادیار دانشکده الهیات دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jrt.2020.5554چکیده
نظریهی قرارداد اجتماعی ژان ژاک روسو یکی از مبانی مهم دمکراسیهای مدرن و الهامبخش اعلامیهی حقوق بشر بوده است. این مقاله تلاش کرده است با روش توصیفیـتحلیلی و با رویکرد روششناسی بنیادین، به بررسی مبانی هستیشناختی، معرفتشناختی و انسانشناختی این نظریه بپردازد و ارتباط این مبانی با نظریهی قرارداد اجتماعی روسو را بررسی کند. براساس نتایج حاصل از این مقاله، اندیشهی قرارداد اجتماعی او را بهلحاظ هستیشناختی، سوبژکتیویته و تغییر نسبت انسان و جهان و همچنین سکولاریسم راهبری کرده است؛ همچنین بهلحاظ معرفتشناختی، پیشرمانتیسم، جدایی از عقل قدسی و ارائهی دین طبیعی و دین مدنی رسمی بهجای دین مسیحیت؛ و بهلحاظ انسانشناختی، اعتقاد به خوببودن ذاتی انسان، مبانی مهم در اندیشهی قرارداد اجتماعی او محسوب میشود. روسو فیلسوف دورهی مدرن محسوب میشود و اگرچه بهلحاظ معرفتشناختی بر احساس تأکید میکند و نه خرد؛ و بهلحاظ انسانشناختی، بر انسان بدوی و دور از مفاسد علم و تمدن تأکید دارد، اما این دیدگاهها او را از چارچوب عصر روشنگری خارج نمیکند.