سنت اسلامی و حجیت تجربه‌ی دینی: بررسی تبیین غزالی از معرفت‌بخشی ذوق و مقایسه‌ی آن با دیدگاه آلستون درباب حجیت معرفتی تجربه‌ی دینی

نویسندگان

1 ریاست دانشکده ادیان

2 بنیاد دائرة المعارف اسلامی (دانشنامۀ جهان اسلام)، تهران، ایران

3 استادیار دانشگاه مفید، قم، ایران

doi
10.22099/jrt.2020.5555
چکیده

استناد به تجربه‌ی دینی برای توجیه باور به خدا، و از آن مهم‌تر، کسب معرفت درباره‌ی خدا و صفات و افعال او، یکی از نظریه‌های مهمی است که در فلسفه‌ی تحلیلی دین، به نفع خداباوری و توجیه باور به وجود خدا عرضه شده است. ویلیام آلستون با اتکا به حجیت تجربه‌ی دینی و تأکید بر جنبه‌ی معرفتی آن، کوشید برای توجیه باور به خدا، مبنایی تعریف کند و با استناد به همانندی‌های تجربه‌ی دینی با تجربه‌ی حسی، حجیت این نوع تجربه را اثبات کند. برخلاف نظریه‌ی آلستون، ویلیام جیمز بر جنبه‌ی احساسی تجربه‌ی دینی تأکید می‌کند و به تأثیر عملی آن در بهبود زندگی صاحب‌تجربه توجه دارد. جیمز در تعریف خود از تجربه‌ی دینی، به نمونه‌هایی از سنت اسلامی نیز اشاره کرده و دراین‌باره مخصوصاً به آرای غزالی استناد کرده است. بعضی از محققان معاصر با رد نظر جیمز، برآن‌اند که اساساً در سنت اسلامی، تجربه‌ی دینی مصداق معینی ندارد و در آرای غزالی نیز نمی‌توان این نوع تجربه را یافت و به‌همین‌ترتیب، نظریه‌ی آلستون درباره‌ی تجربه‌ی دینی نیز در سنت اسلامی، به‌ویژه نزد غزالی، مصداقی ندارد. در مقاله‌ی حاضر، با بررسی آثار غزالی نشان می‌دهیم که آنچه غزالی با اصطلاح ذوق از آن یاد کرده، می‌تواند مصداق مشخصی از تجربه‌ی دینی و به‌خصوص جنبه‌ی معرفتی آن باشد و از این منظر، با طرح آلستون کاملاً هماهنگ شمرده شود.