تأملی در نظریه بازیهای زبانی ویتگنشتاین متأخر
نویسندگان
1 استادیار موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
doi
10.22099/jrt.2020.5558چکیده
ویتگنشتاین دربارهی ماهیت معنا و سرشت زبان دو نظریه دارد: دیدگاه نخست، معنا را با مسمای الفاظ و کارکرد زبان را با تسمیه یکی میداند و دیدگاه دوم، معنای الفاظ را با کاربرد آنها پیوند میزند. زبان فعالیتی اجتماعی و شبیه شرکت در بازی است که برای فهم معانی و قواعد آن، باید در آن بازی زبانی زیست. بازیهای زبانی هیچ اشتراکی با یکدیگر ندارند و قواعد آنها نیز مختص به خود آنهاست. دیدگاه ویتگنشتاین نقایصی دارد؛ ازجمله اینکه در تحلیل ماهیت وضع، نقش قصد، نقش کاربرد در کشف یا تأسیس معنا مبهم است. مرز بازیهای زبانی روشن نیست و مشخص نیست یک بازی در کجا آغاز میشود و در کجا پایان مییابد. همچنین دیدگاه او گذشته از آنکه خودمتناقض است، جامع و مانع نیست و مثالهای نقض مکرر دارد. علاوهبر همه، این دیدگاه به نفی فرامعیار منتهی میشود که دراینصورت، اعتبار خود این نظریه را نیز مخدوش میکند. نفی امکان گفتگو میان اعضای دو بازی نیز از دیگر اشکالات این نظریه است.