نقد و بررسی نظریه ی کلگرایی تلر از منظر وجودشناسی حکمت متعالیه (با محوریت مقالهی "نسبیت، کلگرایی رابطهای و نامساوی بل")
نویسندگان
1 گروه فلسفه و کلام اسلامی ، دانشگاه اصفهان
2 دانشگاه اصفهان
3 دانشیار دانشگاه صنعتی شریف
doi
10.22099/jrt.1970.5445چکیده
از مسائلی که در طول تاریخ توجه دانشمندان را به خود معطوف داشته، رابطهی اجزای عالم با یکدیگر و هستیشناسی برآمده از چنین تفکری است. از یونان باستان تاکنون فیزیکدانان و فیلسوفان بسیاری به تحقیق و بررسی در این زمینه پرداخته و عموماً نتایج تحقیقات و تفکرات آنان ازیکدیگر متأثر بوده، بهگونهای که کشف یک مسأله باعث تغییر و تحولات بنیادینی در خط فکری گروه دیگر شده است. با پیشرفت فیزیک جدید دریچهی جدیدی در نگرش هستیشناسی عالم ایجاد و باعث شد در مقایسه با گذشته، اندیشمندان به طرز متفاوتی در این زمینه قلمفرسایی کنند. تلر از دانشمندانی است که از یافتههای جدید فیزیک متأثر است و سعی کرده دیدگاه بخشیانگاریِ برآمده از فیزیک کلاسیک را ابطال کند و به دیدگاه خودش که بر جهانی کلگرا و مبتنی بر رابطه مبتنی است، بپردازد. در این نوشتار سعی شده دیدگاه تلر با محوریت مقالهی او در این زمینه، با نام «نسبیت، کلگرایی رابطهای و نامساوی بل» تبیین شود و باتوجهبه اصول وجودشناسی حکمت متعالیه، نقد و ارزیابی شود. نتیجهی این تحقیق تأکید دارد که روش تجربی، جزئی است و برای اثبات کلگرایی عالم ماده مناسب نیست، بلکه با اصول کلی و فلسفی مانند وحدت شخصی وجود، اصل علیت و ضرورت بالقیاس، میتوان با استدلال کاملتری به این امر مهم دست یافت. بیشک برقراری چنین دیالوگهایی میان فلسفه و فیزیک، در فهم بهتر و کاملتر از هستی راهگشا خواهد بود.