بررسیِ تأثیرِ الهیاتِ مسیحیِ لیبرالی بر دین‌پژوهی تطبیقی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه سمنان

doi
10.22099/jrt.2019.5452
چکیده

دین­پژوهیِ تطبیقی در آغازِ حیاتِ خود در سده­ی نوزدهم در اروپا، در مناسباتش با نهادِ دینِ مسیحیت و با نهادِ علم چالش­هایی در پیش داشت. مسیحیت از وجهِ دینی و علمِ جدید از وجه علمی به «علمِ دین» ایرادهایی می‌گرفتند. در همین دوره در الهیاتِ مسیحیِ پروتستان جریانی پیشرو و جویای همراهی با وضعیتِ مدرن شکل گرفت، موسوم به الهیاتِ لیبرالی، که راه را برای علمِ نوپای دین­پژوهیِ تطبیقی هموار کرد و بر آن تأثیراتی هم بر جا گذاشت. در این مقاله که به روشی توصیفی و تحلیلی نوشته شده است، مواردِ مهمی از این تأثیرگذاریِ الهیاتِ لیبرالی بر علمِ دین­پژوهیِ تطبیقی نشان داده شده­اند؛ الهیاتِ لیبرالی انحصارگرا نبود و نگاهی عام­تر به دین داشت، برای تجربه­های شهودی و غیرعقلانیِ دینی شأن و جایگاهی قائل شد، در آموزه­های مابعدالطبیعیِ مسیحی بازنگری کرد و از اهمیتِ شماری از آن­ها کاست. درعوض بر اهمیتِ محورهایی دیگر همچون اخلاق افزود، به پژوهش­های تاریخی درباره­ی صدرِ مسیحیت و کتابِ مقدس مجال و اهمیت داد و همچنین برای آشتیِ دین و علم کوشید. این ویژگی­ها در کاستن از چالش­های پیشِ رویِ دین­پژوهیِ تطبیقی موثر بودند. الهیاتِ لیبرال با طرحِ مباحثِ فوق راه را برای تثبیتِ دین­پژوهی باز کرد و علاوه بر این موجبِ طرحِ مباحثی در دین­پژوهیِ تطبیقی شد؛ تقریب ادیان و صلح­باوری و همچنین رویکردی طرفدارِ تجربه­ی درونی با محوریتِ اندیشه­های رودلف اتو از این قبیل هستند.