بررسی استدلال تکاملی پلنتینگا علیه طبیعتباوری و نقد سوسا و پاسخ پلنتینگا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب
2 دانشجوی دکتری/مدیر گروه فلسفه اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب
doi
10.22099/jrt.2019.31422.1971چکیده
الوین پلنتینگا دربارهی رابطهی علم و دین دو رویکرد کلی دارد: تدافعی و تهاجمی. در رویکرد اول سعی میکند نشان دهد تعارض عمیق و جدیای میان علم و دین وجود ندارد. اما در رویکرد دوم میکوشد که نشان دهد برخلاف نظر مشهور، میان علم و طبیعتباوری تعارض عمیقی وجود دارد. او استدلالی را با عنوان «استدلال تکاملی علیه طبیعتباوری» مطرح میکند. ایدهی اصلی استدلال او این است که احتمال اعتمادپذیربودن قوای شناختی انسان، با پذیرش توأمان طبیعتباوری و نظریهی تکامل، اندک است و این شامل همهی باورهایی میشود که قوای شناختی انسان تولید میکند، ازجمله باور به طبیعتباوری؛ لذا پذیرش همزمان طبیعتباوری و نظریهی تکامل معقول نیست، درحالیکه این مشکل در پذیرش همزمان خداباوری و نظریهی تکامل وجود ندارد. استدلال پلنتینگا با واکنشها و انتقادهای فراوانی مواجه شده است. ارنست سوسا با نوشتن دو نقد، از جملهی این منتقدان است. او با ارجاع به دکارت و تمایزگذاشتن میان معرفت تأملی و غیرتأملی، اشکال پلنتینگا را اساساً ناظر به حوزهی معرفت تأملی و نه غیرتأملی میداند و آن را نادرست تلقی میکند. ازنظر سوسا، از این جهت وضعیت خداباوری و طبیعتباوری یکسان است. در مقابل، پلنتینگا مشکل اصلی را در معرفت تأملی میداند و معتقد است خداباوری از این جهت بر طبیعتباوری ترجیح دارد؛ چراکه طبیعتباوری برخلاف خداباوری، با ناقض مواجه است.