مبانی وحی شناختی و قرآنشناختی شاه نعمتالله ولی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشتۀ فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه پیام نور
2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه پیام نور
3 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه پیام نور
4 دانشیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه پیام نور
doi
10.22059/jrm.2021.319890.630168چکیده
اُنس دیرینه و فراوان شاه نعمتالله ولی با قرآن و بهکارگیری گستردۀ آیات قرآن در آثار وی، نگارنده را برآن داشت تا با طرح سؤال از مبانی قرآنشناختی و وحیشناختی شاه به خوانش این مبانی که مواجهه او با قرآن را تحت تأثیر خود قرار داده است، بپردازد. این مقاله با روش توصیفی و با تحلیل محتوای آثار منظوم و منثور شاه، مبانی قرآنشناختی او را در دو گروهِ مبانی ناظر به متن و مبانی ناظر به فهم، تحقیق و تحلیل نموده است. مهمترین مبانی متن شناختی شاه عبارتاند از: نگاه معرفتشناسانه به وحی که ظهور علم حق و نزول معانی عقلی مجرد در لباس محسوس است؛ وحی گشایش و مکاشفۀ روحی است؛ قطبیت ظاهر و هم باطن قرآن و تفاوت علوم مستنبَط از هر کدام؛ اتحاد قرآن و انسان کامل و عینیت سخن رسول و وحی و همچنین تلقی رمزی و اشاری از الفاظ قرآن، از دیگر مبانی متنشناختی شاه است. اما مبانی ناظر به فهم قرآن، از دیدگاه شاه ولی عبارت است از: لزوم ایمان قلبی برای وصول به باطن و اسلام برای درک ظاهر قرآن؛ اختصاص تأویل ظاهر متشابهات به قطب زمان؛ تدبّر در قرآن، نزول آن بر دل و اتصاف به احکام آیات است و همچنین ضرورت استفاده از احادیث پیامبر(ص) و ائمه(ع) و کاربست یافتههای عرفان نظری در فهم و تفسیر آیات از دیگر مبانی فهم قرآن است.