تبیین ناسازگاریهای میان معرفتشناسی عام پلانتینگا با معرفتشناسی دینی وی
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه محقق اردبیلی
2 دانشیار گروه الهیات دانشگاه پیام نور
3 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه پیام نور، تهران
doi
10.22099/jrt.2019.5243چکیده
اگر بر مبنای این فرض که فروع یک نظریه باید با اصل آن سازگار باشند به سراغ نسبت میان معرفتشناسی عام و معرفتشناسی دینی پلانتینگا برویم، درمییابیم بسیاری از دعاوی مناقشهبرانگیز پلانتینگا در قلمروی معرفتشناسی دینی (که به نظریهی پایهبودن باور به خدا مشهور است) با معرفتشناسی عام او که در قالب نظریهی تضمین یا ضمانت تبلور یافته است، ناسازگاریهایی دارد؛ بهنحوی که بهدشواری میتوان پذیرفت دعاوی یادشده بتواند از نظریهی تضمین یا ضمانت به دست آید. اهم موارد دلالتکننده بر ناسازگاری که در این مقاله بررسی شدهاند، عبارتاند از: الف) نظریهی معرفتشناسی عام پلانتینگا مدعی است با کارکرد صحیح قوای معرفتی میتوان به باورهای به احتمال بسیار صادق دست یافت، ولی محصول کارکرد صحیح حس خداشناسی را باورهای یقینی و پایه میداند؛ ب) در معرفتشناسی عام، از ضمانتداشتن باور، صادقبودن آن را نتیجه میگیرد، ولی بهزعم او، در باورهای دینی، صدق باور، ضمانت آن را به بار میآورد؛ ج) براساس نظریهی کارکرد صحیح، اگر قوهای فعلیت نیابد، کارکرد صحیح خود را از دست میدهد و به باور صادق مؤدی نخواهد بود، ولی در کارکرد حس خداشناسی احتمال دارد قوهی فعلیتنیافته، کارکرد صحیح و طبیعی داشته باشد و به باور صادق مؤدی شود؛ د) ساختار تجربهی دینی، از تجارب عام متفاوت است؛ ه) عنصر وضعیت مناسب در باورهای عام نقش بسزایی ندارد، ولی در باورهای دینی موجب تولید باور خطاناپذیر میشود.