مدیریت آموزشگاهی اثربخش در مدارس متوسطه: یک رویکرد دلفی فازی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران.
2 دانشیار مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران.
3 استادیار مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران.
doi
10.22034/naes.2025.533350.1726چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف طراحی یک مدل بومی برای مدیریت اثربخش آموزشگاهی در مدارس متوسطه دوم مناطق محروم استان آذربایجان غربی انجام شد. مدل پیشنهادی با تمرکز بر چالشهای خاص این مناطق مانند کمبود منابع، نابرابری در توزیع نیروی انسانی و محدودیتهای زیرساختی، طراحی گردید.روش پژوهش: این تحقیق از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، آمیخته (کیفی-کمی) بود. در بخش کیفی، با ۱۵ خبره (انتخابشده به روش هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری) مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام شد. دادههای کیفی با استفاده از نرمافزار MAXQDA ۱۸ کدگذاری و تحلیل محتوا شد (۰.۷۴۳= ضریب کاپا). در بخش کمی، از روش دلفی فازی در دو راند برای غربالگری نهایی ۴۰ شاخص استخراجشده استفاده گردید (آستانه پذیرش >۰.۷۰) در نهایت، روابط ساختاری عوامل با تکنیک مدلسازی ساختاری-تفسیری (ISM) و تحلیل میک مک ترسیم شد.یافتهها: تحلیل کیفی به شناسایی ۹ تم اصلی و ۴۰ شاخص منجر گردید. نتایج دلفی فازی حاکی از توافق خبرگان بر تمامی شاخصها بود (۷.۴۳= میانگین قطعی، ۰.۲۱= انحراف معیار). مدل ISM نهایی در ۱۲ سطح ترسیم شد که در آن «امور اداری و مالی» به عنوان زیربناییترین عامل (سطح ۱۲) و «آموزش و یادگیری» به عنوان تاثیرپذیرترین عامل (سطح ۱) شناسایی شدند.نتیجهگیری: یافتهها نشان داد مدیریت اثربخش در مناطق محروم پدیدهای چندبعدی و سلسلهمراتبی است که موفقیت آن مستلزم توجه اولیه به زیرساختهای اداری و مالی است. مدل ارائهشده میتواند چارچوبی عملی برای مدیران و سیاستگذاران جهت برنامهریزی و اجرای مداخلات هدفمند فراهم آورد.