بررسی تأثیر کشانه PV بر فعالیّت ناوة دریای سرخ با استفاده از مدل WRF (مطالعه موردی)
نویسندگان
1 دکتری هواشناسی، پیشبین هواشناسی و مدیریت بحران، اداره کل هواشناسی استان خوزستان، اهواز، ایران
2 استاد، مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار، مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 استادیار، پژوهشگاه هواشناسی و علوم جو، تهران، تهران، ایران
doi
10.30499/ijg.2024.452237.1590چکیده
منطقه خاورمیانه بهخصوص شرق دریای مدیترانه، گاهی تحت تأثیر بارشهای شدیدی است که منجر به خسارتهای مالی و جانی فراوانی میشود. این بارشها دلایل مختلفی دارد که یکی از آنها فعّال شدن ناوة دریای سرخ (RST) است. ناوة دریای سرخ یک ناوة وارونة سامانة کمفشار در وردسپهر زیرین بر روی شمالشرق آفریقا و دریای سرخ است. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی نحوة فعّالیّت کشانة تاوایی پتانسیلی ناشی از موج راسبی در وردسپهر زبرین و برهمکنش آن با گردش در وردسپهر زیرین و تأثیر آن در فعّال شدن RST و وقوع رویدادهای بارشی فرین (EPE) در منطقه است. در این پژوهش از دادههای Era-Intream استفاده شده است. همچنین با کمک مدل WRF، بیهنجاری تاوایی پتانسیلی (PV) در ترازهای زبرین و میانی وردسپهر حذف شده است. سپس با بررسی کمیّتهای هواشناختی با و بدون حضور بیهنجاری PV، به تأثیر کشانة PV و ناوة شرق دریای مدیترانه در فعّال شدن RST در چند رویداد بارشی فرین در منطقه پرداخته شده است. در این مطالعه دو دسته EPE که در اثر فعّالیّت ناوة دریای سرخ (ARST) و یا عوامل دیگری غیر از ARST بهوجود آمدند، بررسی شده است. نتایج حاکی از آن است که در EPEهای ناشی از ARST (نوامبر 1994 و دسامبر 1993)، گسترش جنوبسوی ناوة تراز زبرین در شرق دریای مدیترانه به همراه کشانة PV و فرارفت سرد سطوح زبرین از شروط اصلی در فعالسازی ناوة دریای سرخ هستند. اما مواردی مثل رویداد مه 1982 هم وجود دارد که ناوة مذکور در تراز میانی وردسپهر گسترش جنوبسو داشته ولی با شکست موج راسبی و کشانة PV تراز زبرین همراه نبوده است. از سوی دیگر، در سامانههایی که در آنها RST فعّال نیست، عوامل دیگری از جمله عوامل ترمودینامیکی یا شرایط کوهساری منطقه نقش کلیدی داشته و تاثیر عوامل سطوح زبرین فقط در حد تغییر میزان انتقال رطوبت به منطقه بوده است.