چالش ها و موانع اجرای برنامه درسی مبتنی بر عملکردهای اجرایی مغز
نویسندگان
1 استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکترای برنامه ریزی درسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی
3 استاد گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی تهران، ایران
4 استاد گروه کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.22034/naes.2025.538060.1743چکیده
هدف از پژوهش حاضر ارائه چالش ها و موانع اجرای برنامه درسی مبتنی بر عملکردهای اجرایی مغز بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبههای نیمهساختارمند بود.جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه صاحب نظران برنامه ریزی درسی بود که با موضوع پژوهش آشنایی داشتند بدین منظور دادهها با مصاحبه از 13 نفر از صاحب نظران که تجربه زیسته ای در زمینه مورد نظر را داشتند جمعآوری شد. روش تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفت.جهت تامین اعتبار تحقیق، معیارهای لینکن و گوبا مورد استفاده قرار گرفت.. تحلیل حاصل از مصاحبه ها حاکی1 مضمون فراگیر 3 مضمون سازمان دهنده سطح اول و 11 مضمون سازمان دهنده سطح دوم و 27 مضمون پایه بود. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که چالش های تاثیرگذار در اجرای برنامه درسی مبتنی بر عملکردهای اجرایی مغز عبارتند از چالش های سخت افزاری، چالش های نرم افزاری، نبود نیروی متخصص، نبود دانش تخصصی، نبود محتوای مناسب، ناآگاهی و دانش اندک والدین، ناآگاهی و دانش اندک معلمان، ناآگاهی و دانش اندک دانش آموزان، ناآگاهی و دانش اندک کارکنان اجرایی مدارس، ناآگاهی و دانش اندک برنامه ریزان و سیاست گذاران، نگاه سطحی به آموزش مبتنی بر عملکردهای اجرایی مغز، مقاومت معلمان در برابر اجرای آموزش های مبتنی بر مغز و فقر فکری در ارتباط با آموزش مبتنی بر عملکردهای اجرای مغز.