نقش واسطه ای حمایت های اجتماعی در رابطه سبک های دلبستگی با کیفیت زندگی زنان خیانت دیده: ارائه یک مدل ساختاری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسی عمومی،واحد علوم و تحقیقات ،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران
2 دانشیار، گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه خوارزمی تهران، ایران (نویسنده مسئول)
doi
10.22034/naes.2026.525017.1702چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای حمایتهای اجتماعی در رابطه بین سبکهای دلبستگی و کیفیت زندگی زنان خیانتدیده انجام شد. همچنین، تأثیر ناملایمات دوران کودکی بهعنوان یکی از متغیرهای پیشبینیکننده کیفیت زندگی در مدل ساختاری مورد بررسی قرار گرفت.روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان خیانتدیده مراجعهکننده به مراکز مشاوره منطقه ۸ شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آنها ۳۰۰ نفر با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه کیفیت زندگی WHOQOL، پرسشنامه سبکهای دلبستگی بزرگسالان (Collins & Read)، پرسشنامه حمایت اجتماعی فیلیپس و پرسشنامه ناملایمات دوران کودکی (CTQ) بود. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند.یافتهها: نتایج نشان داد ناملایمات دوران کودکی و سبکهای دلبستگی ناایمن اثر منفی و معناداری بر کیفیت زندگی زنان خیانتدیده دارند. همچنین، حمایت اجتماعی نقش واسطهای معناداری در رابطه بین سبکهای دلبستگی و ناملایمات دوران کودکی با کیفیت زندگی ایفا میکند. سبک دلبستگی ایمن با حمایت اجتماعی بالاتر و کیفیت زندگی مطلوبتر مرتبط بود.نتیجهگیری: یافتهها بر اهمیت مداخلات روانشناختی در بازسازی سبک دلبستگی و تقویت شبکههای حمایت اجتماعی برای بهبود کیفیت زندگی زنان خیانتدیده تأکید دارند. این نتایج میتوانند مبنایی برای طراحی مداخلات فردی و اجتماعی در حوزه سلامت روان باشند.