مروری نظام‌مند بر الگوها، ابعاد و مداخلات ارتقاء سلامت روان دانشجو‌معلمان در آموزش عالی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی ،گروه روانشناسی ،واحد بندرعباس،دانشگاه آزاد اسلامی،بندرعباس،ایران

2 دانشیار گروه روان شناسی، واحد بندرعباس ، دانشگاه آزاد اسلامی ، بندرعباس ،ایران

3 استاد، گروه روانشناسی دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران

4 گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی ۸۸۹-۱۴۶۶۵ تهران ، ایران

doi
10.22034/naes.2026.573201.1858
چکیده

هدف: سلامت روان دانشجو‌معلمان به‌عنوان یکی از ارکان اساسی کیفیت نظام‌های آموزشی، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری هویت حرفه‌ای، اثربخشی آموزشی و پایداری شغلی معلمان آینده دارد. هدف این پژوهش، انجام یک مرور نظام‌مند به‌منظور شناسایی الگوها، ابعاد و مداخلات ارتقاء سلامت روان دانشجو‌معلمان در آموزش عالی بر اساس شواهد علمی موجود است.روش: این مطالعه با رویکرد مرور نظام‌مند کاربردی و بر اساس دستورالعمل PRISMA انجام شد. جامعه آماری شامل ۲۷ مقاله علمی معتبر (۲۰۱۷–۲۰۲۵ میلادی و منابع فارسی هم‌دوره) بود که از پایگاه‌های بین‌المللی (Scopus، Web of Science، ERIC، PsycINFO) و پایگاه‌های علمی داخلی (SID، Magiran) استخراج شدند. داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمون به روش براون و کلارک (2006) در سه مرحله کدگذاری باز، مقوله‌بندی و استخراج مضامین تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد سلامت روان دانشجو‌معلمان پدیده‌ای چندبعدی است که شامل ابعاد روان‌شناختی، شناختی، هیجانی، فردی، اجتماعی، شغلی، سازمانی و آموزشی می‌باشد. مهم‌ترین مضامین شناسایی‌شده شامل بهزیستی ذهنی، سرمایه روان‌شناختی، تاب‌آوری، سواد سلامت روان، خودکارآمدی، تنظیم هیجان، حمایت اجتماعی، درگیری شغلی و بهزیستی سازمانی بودند. همچنین مداخلات مؤثر در چهار سطح فردی (ذهن‌آگاهی، مثبت‌نگری)، شناختی–رفتاری، اجتماعی و سازمانی–آموزشی طبقه‌بندی شدند که در میان آن‌ها، مداخلات مبتنی بر ذهن‌آگاهی و روان‌شناسی مثبت‌گرا بیشترین شواهد اثربخشی را نشان دادند.نتیجه‌گیری: یافته‌های این مرور نظام‌مند بر ضرورت اتخاذ رویکردی جامع، پیشگیرانه و نظام‌مند در ارتقاء سلامت روان دانشجو‌معلمان تأکید دارد. برنامه‌های تربیت معلم می‌بایست با تمرکز هم‌زمان بر توانمندسازی فردی، تقویت مهارت‌های هیجانی و شناختی، و ایجاد محیط‌های آموزشی و سازمانی حمایتی طراحی شوند. نتایج این پژوهش می‌تواند مبنای علمی مناسبی برای سیاست‌گذاری آموزشی، طراحی مدل‌های بومی سلامت روان و پژوهش‌های مداخله‌ای آینده فراهم آورد.