آسیبشناسی مرحلۀ تهیه و تنظیم بودجۀ دولتی و ارائۀ راهکارهایی در راستای اصلاح ساختار بودجۀ دولتی ایران
نویسندگان
1 استاد، گروه خطمشی و ادارۀ امور عمومی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 کارشناس ارشد، گروه مدیریت مالیه عمومی و بودجه، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه آیندهپژوهی، دانشکدۀ حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2025.396280.1009113چکیده
هدف: بودجه بهعنوان مهمترین سند مالی دولت، در تحقق اهداف سیاستی و ارائۀ خدمات عمومی نقش کلیدی دارد. با این حال، نظام بودجهریزی ایران در مرحلۀ تهیه و تنظیم با چالشهای ساختاری متعددی مواجه است که کارایی آن را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر آسیبشناسی این مرحله، بهدنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که چه موانع و نارساییهایی در فرایند تهیه و تنظیم بودجۀ دولتی ایران وجود دارد و چگونه میتوان این آسیبها را در جهت اصلاح ساختار بودجهریزی برطرف کرد. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. دادههای پژوهش از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با کارشناسان مالی و برنامهریزی دولتی، اسناد بودجهای و گزارشهای رسمی گردآوری شدند. در فرایند تحلیل، ۲۴۰ کد اولیه به ۸۷ کد گزینشی، ۲۹ مضمون فرعی و در نهایت ۱۱ مضمون اصلی دستهبندی شد تا در قالب شبکهای از مضامین، تصویر جامعی از آسیبهای نظام بودجهریزی ارائه شود. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که نظام بودجهریزی ایران در مرحلۀ تهیه و تنظیم با آسیبها و چالشهای عمدۀ ساختاری مواجه است. عدم انسجام برنامهریزی، یکی از آسیبهای بزرگ این مرحله است که خود را در شکاف میان برنامههای توسعۀ بلندمدت و بودجههای سالانه، ناهماهنگی بین اسناد بالادستی و سیاستهای بودجهای و فقدان پیوند بین بودجه و طرحهای تملک دارایی نشان میدهد. نقض اصول بنیادین بودجهنویسی مانند اصل جامعیت (با وجود فعالیتهای فرابودجهای گسترده)، اصل شفافیت (بهدلیلعدم افشای کامل اطلاعات مالی) و اصل سالانه بودن (با درج احکام دائمی در بودجه)، از جمله چالشهای بسیار مهم این حوزه است. نبود سازوکارهای علمی برای سنجش اثربخشی هزینههای دولتی، بیتوجهی به پیامدهای اقتصادی سیاستهای بودجهای و کاستیهای روششناختی در پیشبینی درآمدها، گویای یکی دیگر از آسیبهای تهیه و تنظیم بودجه با عنوان ضعف در نظام ارزیابی است. کژکارکردهای نهادی نیز تأثیرهای بسیار زیادی بر عملکرد نظام بودجهریزی کشور در این مرحله دارد؛ مواردی مانند نمایش غیرواقعی عملکرد مالی شرکتهای دولتی، تأثیرگذاری بیش از حد نهادهای فراقوهای در تعیین خطمشیهای بودجهای و نفوذ گروههای ذینفع در تخصیص منابع، از جمله چالشهای این زمینه است. غلبۀ رویکردهای هزینهمحور در تخصیص منابع بر اساس سوابق تاریخی، بهجای اولویتهای سیاستی، از دیگر آسیبهای شناسایی شده در این مرحله است که در مواردی همچون تمرکز بر کنترل صوری هزینهها بهجای مدیریت نتایج و بیتوجهی به بهرهوری منابع تجلی یافته است. نتیجهگیری: اصلاح نظام بودجهریزی ایران بهطور خاص در مرحلۀ تهیه و تنظیم، به بازنگری استراتژیک برای رفع نارساییهای ساختاری و همسویی آن با اهداف توسعۀ ملی نیازمند است. گذار به چارچوب بودجهریزی برنامهمحور حیاتی است؛ زیرا این رویکرد بهجای تکیه بر الگوهای هزینهای گذشته، بر نتایج سیاستی اولویت میدهد و تخصیص بهینۀ منابع را تسهیل میکند. شفافیت کامل در درآمدها و هزینهها، همراه با پشتیبانی از افشای جامع اطلاعات مالی برای رعایت اصل شفافیت و کاهش فعالیتهای فرابودجهای ضروری است. تدوین بودجۀ اقتصادی مبتنی بر مدلهای کمی دقیق، دقت پیشبینی درآمدها را افزایش میدهد و سیاستهای مالی را با واقعیتهای اقتصادی همراستا میکند. تقویت سازوکارهای نظارت و پاسخگویی نهادی، تأثیر نامناسب نهادهای فراقوهای و گروههای ذینفع را کاهش میدهد و تخصیص عادلانۀ منابع را تضمین میکند. بازنگری ساختار هزینهها با تأکید بر کارایی و مدیریت مبتنی بر نتایج، همراه با کاهش فعالیتهای فرابودجهای، انضباط مالی را تقویت خواهد کرد. این اصلاحات، بودجه را به ابزاری پویا برای توسعۀ پایدار تبدیل میکند و شفافیت، پاسخگویی و تحقق مؤثر اهداف توسعهای بلندمدت ایران را در چارچوبی منسجم و مقاوم ارتقا میدهد.