بررسی جایگاه مسألهی شر در آثار داستایفسکی و تحلیل پاسخهای او به این مسأله
نویسندگان
1 موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
2 پژوهشگاه علوم انسانی
doi
10.22099/jrt.2018.5047چکیده
تلاش برای پاسخگویی به مسألهی شر که یکی از مهمترین برهانهای قابلاعتنا برای انکار وجود خداوند است، همواره برای متفکران و اندیشمندان خداباور چالشی مهم و بحثبرانگیز بوده است. فیودور داستایفسکی نویسنده و اندیشمند بزرگ قرن نوزدهمی روسیه، ازجمله متفکرانی است که بهمنظور دفاع از نظام فکری خداباورانهی خود، تلاشهای دامنهداری را در راستای پاسخگویی به این مسألهی بنیادین صورت داده است. داستایفسکی درحقیقت کوشیده تا با بهرهگیری از آزادی و اختیار انسانها و همچنین ارائهی تفسیری کارکردگرایانه از شرور موجود در عالم، پاسخ خود به این مسأله را صورتبندی کند. در این پژوهش تلاش کردیمدر کنار بررسی جوانب مختلف و بسترهای تأثیرگذار بر شکلگیری این پاسخ، با نگاهی حتیالامکان اصلاحگرایانه، به کنکاش درخصوص بخشی از انتقادات مهمی بپردازیم که بر آن وارد شده است. درنهایت نشان دادهایم که با توسعهی برخی عناصر تشکیلدهندهی این پاسخ و بهروزآمدسازی و مدافعهی از آن، که یکی از منسجمترین و قابلاعتناترین راهکارهای ارائه شده برای حل مشکلات ناشی از وجود شرور در عالم را ارائه کرده است، میتوان به آن پرداخت.