چرخۀ عمر و دیرش ضمنی سهام در بورس اوراق بهادار تهران

نویسندگان

1 دانشیار، گروه مهندسی مالی، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار، گروه مالی و بانکداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری، گروه مالی، پردیس بین‌المللی کیش، دانشگاه تهران، کیش، ایران.

doi
10.22059/acctgrev.2025.381472.1009005
چکیده

هدف: زمان‌بندی جریان‌های نقد مورد انتظار و مدت زمان مورد نیاز برای بازگشت اصل سرمایه، از ملاحظات مهم و مدنظر سرمایه‌گذاران سهام عادی است. دیرش مکالی، معیاری برای تعیین دورۀ بازگشت سرمایه و همچنین، معیار سنجش حساسیت اوراق با درآمد ثابت نسبت به تغییر نرخ بهره است. دیرش ضمنی سهام، تعمیم‌یافتۀ دیرش اوراق با درآمد ثابت به سهام عادی است. در دهه‌های اخیر، تلاش برای درک بهتر تصمیم‌های اتخاذ شده در طول زمان و شناسایی الگوهای رفتاری شرکت‌ها، موجب شده است تا پژوهشگران به چرخۀ عمر شرکت‌ها توجه کنند. چرخۀ عمر شرکت، به‌دنبال آن است که با تجزیه‌وتحلیل استراتژی‌ها و ساختارهای شرکت، چگونگی رشد، بلوغ و افول یک شرکت را به تصویر بکشد. ماهیت تئوری چرخۀ عمر شرکت نشان می‌دهد که تصمیم‌های سرمایه‌گذاری، تأمین مالی و عملکرد مالی شرکت، به‌شدت تحت تأثیر تغییر قابلیت‌های سازمانی شرکت طی مراحل چرخۀ عمر قرار دارد. به عبارتی، ساختار مالی شرکت‌ها در طول چرخۀ عمر تغییر می‌کند. هدف این مقاله، بررسی رابطۀ بین چرخۀ عمر و دیرش ضمنی سهام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: در این پژوهش، برای محاسبۀ دیرش ضمنی سهام، چرخۀ عمر و متغیرهای دیگر، از داده‌های مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال‌های ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۱ به مدت ۱۳سال استفاده شده است. نمونۀ آماری ۱۴۵ شرکت تولیدی بوده است و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار ایویوز و رگرسیون چند متغیره، تحلیل شده‌اند. یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که بین چرخۀ عمر شرکت‌ها (معیار سود انباشته به حقوق مالکانه) و دیرش ضمنی سهام شرکت‌ها، رابطۀ منفی و معناداری وجود دارد. به عبارتی با افزایش نسبت سود انباشته به حقوق مالکانه، دیرش سهام کاهش می‌یابد؛ ولی رابطۀ معناداری بین معیار دیگر چرخۀ عمر (سود انباشته به مجموع دارایی‌ها) و دیرش ضمنی سهام وجود ندارد؛ هرچند ضریب آن، منفی است. با توجه به تعیین مراحل چرخۀ عمر، مشخص شد که در دوران رشد، رابطۀ بین چرخۀ عمر (معیارهای سود انباشته به حقوق مالکانه و سود انباشته به مجموع دارایی‌ها) و دیرش ضمنی سهام، معنادار نیست. در دوران بلوغ و افول، رابطۀ چرخۀ عمر (معیارهای سود انباشته به حقوق مالکانه و سود انباشته به مجموع دارایی‌ها) و دیرش سهام، منفی و معنادار است؛ ولی در مرحلۀ افول، کاهش بیشتری را نشان می‌دهد. نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های پژوهش، در شرکت‌های مرحلۀ افول، با توجه به کاهش فرصت‌های سرمایه‌گذاری و همچنین، دسترسی مناسب به منابع مالی داخل و خارج از شرکت، مدیریت تمایل بیشتری به توزیع سود بین سهام‌داران دارد؛ بنابراین دیرش ضمنی سهام شرکت‌های در مرحلۀ افول نسبت به مرحلۀ بلوغ، از کاهش بیشتری برخوردار است. کاربرد مفهوم دیرش، به استراتژی سرمایه‌گذاران و تحمل ریسک آن‌ها بستگی دارد. سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز، می‌توانند در سهام شرکت‌های مرحلۀ افول یا شرکت‌هایی که در پایان مرحلۀ بلوغ هستند، سرمایه‌گذاری کنند و از بازده متناسب بهره ببرند و سازوکاری برای مصون‌سازی پرتفوی خود فراهم کنند. همچنین، سرمایه‌گذارانی که از ریسک بیشتری استقبال می‌کنند، می‌توانند شرکت‌های در مرحلۀ بلوغ را انتخاب کنند. گفتنی است که رابطۀ بین چرخۀ عمر بر دیرش سهام در مرحله رشد، معنادار نشده است.