شناسایی رابطه مشکلات رفتاری دانش آموزان دوره ابتدایی با مؤلفه های همدلی و راهبردهای مقابله ای از دیدگاه معلمان
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، دانشگاه فرهنگیان، ایران.
2 گروه آموزش روانشناسی و مشاوره دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889- 14665، تهران، ایران
3 گروه آموزشی علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889- 14665، تهران، ایران
doi
10.22034/naes.2025.507917.1661چکیده
این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین مشکلات رفتاری دانشآموزان ابتدایی با مؤلفه های همدلی و راهبردهای مقابله ای از دیدگاه معلمان انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشآموزان پایههای پنجم و ششم (دختر و پسر) مقطع ابتدایی شهر یاسوج (مشتمل بر 1900 دانشآموز) در سال تحصیلی 1402-1401 به همراه معلمان آنها تشکیل دادند. از بین جامعه آماری به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای و بر اساس جدول موگان تعداد 320 نفر از دانشآموزان مقطع ابتدایی شهر یاسوج و معلمان آن دانشآموزان (تعداد 80 معلم) انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای مشکلات رفتاری آخنباخ (CBCL- معلم پاسخ)، سبکهای مقابلهای اندلر و پارکر (1990) و همدلی جولیف و فارینگتون (2006) استفاده شد. بعد از جمعآوری و استخراج دادهها، نمرات شرکتکنندگان با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد، بین همدلی و مؤلفههای آن (عاطفی هیجانی و شناختی) با مشکلات رفتاری دانشآموزان رابطه منفی معناداری وجود دارد (p<0/01). بین خرده مقیاسهای راهبردهای مقابلهای اجتنابی و هیجان مدار با مشکلات رفتاری دانشآموزان همبستگی مثبت معنادار (p<0/05) و بین خرده مقیاس راهبردهای مقابلهای مسألهمدار با مشکلات رفتاری دانشآموزان همبستگی منفی معناداری وجود دارد (p<0/05). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که راهبردهای مقابلهای با ضریب بتای 13/0 (به صورت مثبت) و همدلی با ضریب بتای 22/0- (به صورت منفی) توانستند مشکلات رفتاری را در دانشآموزان مقطع ابتدایی پیشبینی کنند.