اثر تانن میوه بلوط (Quercus persica) بر کینتیک تخمیر شکمبه بزهای بومی در اواخر دوره آبستنی
نویسندگان
1 مربی بخش تحقیقات علوم دامی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان ایلام، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی؛ دانشجوی دکتری علوم دامی، دانشگاه ایلام
2 استادیار گروه علوم دامی، دانشگاه ایلام
3 دانشیار، گروه علوم دامی، دانشگاه ایلام
4 استادیار گروه علوم دامی دانشگاه ایلام.
5 استاد مؤسسه تحقیقات علوم دامی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج
6 استادیار بخش تحقیقات علوم دامی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان ایلام، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ایران
doi
10.22092/asj.2017.115123.1515چکیده
هدف از این پژوهش بررسی اثر دو سطح میوه بلوط با و بدون پلیاتیلنگلیکول بر فراسنجههای تخمیر و جمعیت پروتوزوای شکمبه بزهای بومی در 60 روز آخر آبستنی بود. از 40 رأس بز آبستن (5/3 ± 8/41 کیلوگرم وزن زنده) در یک طرح بلوکهای کامل تصادفی در قالب آزمایش فاکتوریل 2×2 استفاده شد. میوه بلوط در دو سطح20 یا 40 درصد ماده خشک جیره با (20 گرم در روز به ازای هر رأس) و بدون پلیاتیلنگلیکول استفاده شد. علاوه براین، یک جیره بدون میوه بلوط و مکمل پلیاتیلنگلیکول به عنوان شاهد نیز در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که غلظت نیتروژن آمونیاکی (01/0P<)، کل اسیدهای چرب فرار (05/0P<) و پروپیونات (01/0P<) مایع شکمبه بزهای دریافت کننده جیره شاهد بالاتر بود. تعداد پروتوزا با افزایش سطح میوه بلوط در جیره به صورت خطی کاهش یافت (05/0P<). افزودن پلیاتیلنگلیکول به جیرهها باعث افزایش نیتروژن آمونیاکی شکمبه (05/0P<)، کل اسیدهای چرب فرار (01/0P<) و غلظت پروپیونات (01/0P<) شد. جیره حاوی 40 درصد در مقایسه با 20 درصد میوه بلوط باعث کاهش تولید بالقوه گاز (01/0P<) و نیمه عمر تولید گاز (05/0P<) شد. به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که تغذیه میوه بلوط مخصوصاً سطح بالای آن در بزهای آبستن بر فراسنجههای تخمیر شکمبه اثر منفی داشت و افزودن پلیاتیلنگلیکول به جیره تا حدودی این اثرات منفی تانن را کاهش داد.