بررسی اثر تعدیلی مدیریت سود بر ارتباط بین ناهنجاری تأمین مالی و ارزشگذاری نادرست سهام
نویسندگان
1 استادیار گروه حسابداری، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.
3 استاد گروه حسابداری، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
doi
10.22059/acctgrev.2025.383716.1009029چکیده
هدف: ریسک و بازده از عوامل بنیادی تأثیرگذار بر قیمتگذاری داراییهای سرمایهای هستند. در بازارهای رقابتی و آزاد، قیمتگذاری محور بسیاری از معاملات شناخته میشود. قیمت نه تنها نمایانگر درک بازار از ارزش یک دارایی است، بلکه بهعنوان یک شاخص کلیدی برای ارزیابی عملکرد مدیران شرکتها و بهویژه، ارزیابی عملکرد کلی شرکتها در بازار اوراق بهادار نیز عمل میکند. تعیین قیمت و ارزیابی آن، فرایند بسیار حساس و پیچیدهای است که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد و میتواند بر رفتار سرمایهگذاران و پویاییهای بازار اثرگذار باشد. در این زمینه، پژوهش حاضر به بررسی اثر تعدیلی مدیریت سود بر ارتباط بین ناهنجاری تأمین مالی و ارزشگذاری نادرست سهام پرداخته است. ناهنجاریهای مالی، به الگوهایی در بازده سهام اشاره دارد که با نُرمها و نظریههای موجود، مانند فرضیۀ بازار کارا، همخوانی ندارد. این ناهنجاریها میتوانند به طرق مختلف نمایان شوند و بر تصمیمهای سرمایهگذاران و در نتیجه، ارزیابی سهام تأثیر بگذارند. هدف این پژوهش بررسی اثر تعدیلی مدیریت سود بر ارتباط بین ناهنجاری تأمین مالی و ارزشگذاری نادرست سهام است. روش: این پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی ـ همبستگی است که در حوزۀ تحقیقات حسابداری و مالی قرار میگیرد. این پژوهش از لحاظ طبقهبندی تحقیق بر مبنای هدف، از نوع تحقیقات بنیادی تجربی است. جامعۀ آماری آن، شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونۀ آماری پژوهش، دادههای ۱۰۵ شرکت برای دورۀ ۱۱ ساله، از ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۱ و روش نمونهگیری از نوع حذفی سیستماتیک بوده است. روش حذف سیستماتیک به انتخاب دقیق شرکتها کمک میکند تا اطمینان حاصل شود که شرکتهای منتخب معیارهای خاص مرتبط با مطالعه را دارند. برای برآورد الگو، از روش رگرسیون چند متغیره بهروش دادههای ترکیبی استفاده شده است. این روش، بهویژه برای درک روابط بین چندین متغیر در طول زمان مؤثر است. یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که ناهنجاری تأمین مالی، بر ارزشگذاری نادرست سهام تأثیر مثبت و معناداری دارد. زمانی که ناهنجاریهای مالی رخ میدهد، میتواند به رفتارهای غیرمنطقی قیمتگذاری در بین سرمایهگذاران و در نهایت، به ارزیابی نادرست سهام منجر شود و یافتۀ بهدستآمده با این ایده همخوانی دارد. علاوهبراین، نتایج نشان داد که مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی، بر ارتباط بین ناهنجاری تأمین مالی و ارزشگذاری نادرست سهام اثر تعدیلی مثبتی دارد. نتیجهگیری: این نشان میدهد که شرکتهایی که به مدیریت سود میپردازند، ممکن است بتوانند تأثیر ناهنجاریهای مالی بر قیمت سهام خود را تحت تأثیر قرار دهند. با دستکاری در گزارشهای سود، این شرکتها میتوانند واقعیتهای اقتصادی واقعی را پنهان کرده و به این ترتیب تأثیر ناهنجاریهای مالی بر ارزشگذاری سهام خود را کاهش دهند. در پایان، این پژوهش به روابط پیچیده بین مدیریت سود، ناهنجاریهای مالی و ارزشگذاری نادرست سهام روشنی میاندازد. این موضوع بر اهمیت درک تأثیرات شیوههای مدیریتی بر بازار و رفتار سرمایهگذاران تأکید میکند. به این ترتیب، این پژوهش بینشهای ارزشمندی برای سرمایهگذاران، ناظران و مدیران شرکتی فراهم میآورد که بهدنبال مدیریت پیچیدگیهای بازارهای مالی هستند. تحقیقات بیشتری در این زمینه میتواند به بررسی عوامل اضافی تأثیرگذار بر این روابط بپردازد و به درک دقیقتری از پویاییهای قیمتگذاری داراییها در بازارهای نوظهور کمک کند.