تأثیر فرصتهای ارتقا و معیارهای ارزیابی عملکرد بر تعهد، رضایت شغلی و قصد جابهجایی حسابرسان داخلی
نویسندگان
1 استاد، گروه حسابداری و حسابرسی، دانشکدۀ حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه حسابداری و حسابرسی، دانشکدۀ حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری و حسابرسی، دانشکدۀ حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2025.391729.1009083چکیده
هدف: این مطالعه به بررسی تأثیر دو عامل تحت کنترل مستقیم سازمان (فرصتهای ارتقا و معیارهای ارزیابی عملکرد) بر تعهد سازمانی، رضایت شغلی و قصد جابهجایی حسابرسان داخلی میپردازد. هدف اصلی پژوهش، شناسایی راهکارهایی برای کاهش جابهجایی حسابرسان داخلی از طریق تقویت تعهد سازمانی و رضایت شغلی است. ظرفیت و کارایی واحد حسابرسی داخلی ممکن است تحت تأثیر جابهجایی مکرر، کاهش رضایت شغلی و کمبودن تعهد سازمانی در میان حسابرسان داخلی قرار گیرد؛ بنابراین پژوهش حاضر، بهدنبال بررسی عوامل مؤثر بر این متغیرها و ارائۀ راهکارهایی برای بهبود شرایط کاری حسابرسان داخلی است. روش: این پژوهش کمّی با طرح همبستگی انجام شده است. جامعۀ آماری آن را حسابرسان داخلی تشکیل دادهاند که در نهایت، ۱۶۱ پرسشنامه از طریق روش نمونهگیری در دسترس گردآوری شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای مشتمل بر گویههایی در زمینههای تعهد سازمانی، رضایت شغلی، قصد جابهجایی، فرصتهای ارتقا و معیارهای ارزیابی عملکرد بود. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار اسمارت پیالاس ۳ و روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) صورت گرفت. این روش بهدلیل توانایی در تحلیل همزمان روابط پیچیده میان متغیرها و بررسی روابط علّی، برای پژوهش حاضر مناسب تشخیص داده شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که تعهد سازمانی بر رضایت شغلی تأثیر مثبت و معناداری دارد. به بیان دیگر، حسابرسان داخلیای که تعهد سازمانی بیشتری دارند، رضایت شغلی بیشتری را نیز تجربه میکنند. همچنین، رضایت از فرصتهای ارتقا و معیارهای ارزیابی عملکرد، بهطور مستقیم و مثبت بر تعهد سازمانی و رضایت شغلی تأثیرگذار است؛ یعنی حسابرسانی که از فرصتهای ارتقا و شفافیت در معیارهای ارزیابی عملکرد رضایت بیشتری دارند، از تعهد سازمانی و رضایت شغلی بیشتری نیز برخوردارند. با این حال، رابطۀ معکوس میان رضایت شغلی و قصد جابهجایی تأیید نشد. این یافته نشان میدهد که رضایت شغلی بهتنهایی نمیتواند عامل کاهشدهندۀ قصد جابهجایی حسابرسان داخلی در نظر گرفته شود و عوامل دیگری نیز ممکن است در این زمینه نقش داشته باشند. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بر اهمیت ایجاد فرصتهای ارتقا، شفافیت در معیارهای ارزیابی عملکرد و تقویت تعهد سازمانی برای بهبود رضایت شغلی تأکید دارد. این یافتهها میتواند به مدیران سازمانها، در طراحی سیاستهای منابع انسانی مؤثر و کاهش جابهجایی حسابرسان داخلی کمک کند. بهطور خاص، سازمانها میتوانند با ایجاد فرصتهای شغلی مناسب، ارتقاهای عادلانه و شفافیت در ارزیابی عملکرد، تعهد و رضایت شغلی حسابرسان داخلی را افزایش دهند. این اقدامات نهتنها به بهبود عملکرد واحدهای حسابرسی داخلی کمک میکند، بلکه میتواند به کاهش هزینههای ناشی از جابهجایی کارکنان و حفظ نیروهای متخصص منجر شود. به سازمانها توصیه میشود که بهمنظور تقویت تعهد سازمانی در بین کارکنان، بهویژه حسابرسان داخلی، برنامههایی را مانند ایجاد محیط کاری حمایتی و ترویج فرهنگ سازمانی مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل تدوین کنند. مدیران همچنین میتوانند با طراحی مسیرهای شغلی روشن و بلندمدت برای کارکنان که رابطۀ بین عملکرد، شایستگی و بهبود شغلی را نشان میدهد، فراهمکردن فرصتهای یادگیری و رشد حرفهای و ایجاد سیاستهای منصفانه برای بهبود شغلی، تعهد کارکنان به سازمان را تقویت کنند. در نهایت، پیشنهاد میشود که پژوهشهای آتی، به بررسی سایر عوامل مؤثر بر قصد جابهجایی حسابرسان داخلی و نقش متغیرهای تعدیلکننده در این رابطه بپردازند.