خستگی ذهنی، کنترل فکر و توانایی حسابرسان در شناسایی نشانههای تقلب
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم اداری و اقتصاد، دانشکده علوم انسانی ، دانشگاه گنبد کاووس، گنبد کاووس، ایران.
2 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه جیرفت، جیرفت، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2025.386394.1009051چکیده
هدف: خستگی ذهنی بهعنوان یکی از عوامل شناختی تأثیرگذار، میتواند بهطور شایان توجهی توانایی حسابرسان در شناسایی نشانههای تقلب را تحت تأثیر قرار دهد. این پدیده که از مواجهۀ طولانیمدت با فشارهای شناختی نشئت میگیرد، ممکن است باعث کاهش تمرکز، اختلال در ارزیابی دقیق ریسکها و ضعف در تصمیمگیری شود. در مقابل، کنترل افکار بهعنوان یک توانایی شناختی، امکان مدیریت و هدایت فرایندهای ذهنی را در شرایط استرسزا فراهم میکند و میتواند در حفظ دقت و کارآمدی حسابرسان نقش مؤثری ایفا کند. از آنجا که شناسایی تقلب، یکی از مهارتهای کلیدی حسابرسان در ارتقای شفافیت مالی و جلوگیری از سوءمدیریت منابع محسوب میشود، انتظار میرود که کنترل افکار توانایی حسابرسان را در محیطهای کاری پُرچالش ارتقا دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر خستگی ذهنی و کنترل افکار بر توانایی حسابرسان در شناسایی نشانههای تقلب انجام شده است و تلاش دارد تا نقش این عوامل شناختی را در بهبود عملکرد حسابرسان در مواجهه با چالشهای حرفهای ارزیابی کند.روش: پژوهش حاضر از لحاظ شیوۀ اجرا مقطعی و از نظر روش تحلیل، مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری است. دادههای پژوهش از طریق پرسشنامههای استاندارد گردآوری و پس از آن، تجزیهوتحلیل شدند. متغیرهای مورد مطالعه با استفاده از ابزارهای معتبر سنجش شدهاند تا از روایی و پایایی دادهها اطمینان حاصل شود. جامعۀ آماری پژوهش، حسابرسان شاغل در مؤسسههای حسابرسی وابسته به جامعۀ حسابداران رسمی در سال ۱۴۰۲ بوده است. ۱۶۶ نفر از این افراد به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند تا امکان بررسی تأثیر متغیرهای شناختی بر عملکرد حسابرسان فراهم شود.یافتهها: نتایج تحلیل دادهها نشان میدهد که خستگی ذهنی، بر دقت حسابرسان در شناسایی نشانههای تقلب، تأثیر منفی و معناداری دارد. به بیان دیگر، افزایش خستگی ذهنی، به کاهش توانایی حسابرسان در تشخیص دقیق موارد تقلب منجر میشود. در مقابل، کنترل افکار، بهعنوان یک متغیر دو سویه عمل میکند. برخی از ابعاد کنترل افکار توانستهاند به دقت حسابرسان در تشخیص تقلب کمک کنند. با این حال، برخی دیگر از ابعاد کنترل افکار، باعث کاهش عملکرد حسابرسان شده اند. این یافتهها نشاندهندۀ پیچیدگیهای موجود در سازوکارهای شناختی مؤثر بر عملکرد حرفهای حسابرسان و نقش چندبُعدی کنترل افکار در شناسایی نشانههای تقلب است.نتیجهگیری: پژوهش حاضر بر اهمیت استراتژیهای تقویتکنندۀ کنترل افکار در حسابرسان تأکید دارد تا این افراد بتوانند اثرهای منفی خستگی ذهنی را کاهش دهند و عملکرد خود را در شناسایی تقلب بهبود بخشند. در چارچوب نظری، این یافتهها با مبانی بار شناختی همخوانی دارد و نشان میدهد که مدیریت شناختی مناسب، میتواند دقت تصمیمگیری را افزایش دهد. از نظر عملی، با توجه به فشارهای کاری و شرایط پُرتنش حرفۀ حسابرسی، توسعه و اجرای برنامههای آموزشی و تمرینهای شناختی، مانند راهبردهای تنظیم هیجانی و تکنیکهای کاهش استرس، میتواند به افزایش توانایی کنترل افکار و حفظ کارایی حسابرسان در شرایط خستگی کمک کند. این پژوهش با شفافسازی عوامل روانشناختی مؤثر بر قضاوت حرفهای، برای ارتقای توانمندیهای حسابرسان در حفظ یکپارچگی مالی و افزایش شفافیت سازمانی دیدگاههای کاربردی ارائه میدهد. افزونبراین، نتایج مطالعه میتواند مبنایی برای پژوهشهای آتی در زمینۀ بهبود شرایط کاری، کاهش فشارهای شناختی و تدوین سیاستهای حمایتی برای بهینهسازی عملکرد حسابرسان باشد.