بررسی انتقادی جایگاه آگاهی در معرفتشناسی پلانتینگا (با تأکید بر نقش خدا)
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه محقق اردبیلی
2 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه پیام نور، تهران
doi
10.22099/jrt.2018.4864چکیده
در بن نظریهی معرفت پلانتینگا، خدا در مقام ایجاد معرفت در فاعل شناسا چنان نقش پررنگی ایفا نموده که جایگاه فاعل شناسا متزلزل میشود و این نگاه ناخواسته بهسوی نظریههای معرفت طبیعتگرایانه متمایل میشود. ازنظر پلانتینگا برای حل مشکل گتیه لازم است آگاهی و وظیفه از فرایند شناخت حذف شود. ولی با حذف این دو و ارادهی فاعل شناسا، نظریهی وی که یک دستگاه اعتمادگرای فضیلتمحور است، میتواند معضلهای شناخت را حل کند یا از معضلی به معضل دیگر میافتد؟ این مقاله درصدد است با بررسی جایگاه خدا در نظریهی کارکرد صحیح، به سؤال مزبور پاسخ دهد و البته این پاسخ، به روش مطالعهی کتابخانهای و نظری و با مقایسهی جایگاه آگاهی در نظریهی پلانتینگا با نظریههای گلدمن و سوزا و تبیین جایگاه آگاهی در مؤلفههای کارکرد صحیح، وضعیت مناسب و تمایل انجام میگیرد.براساس دستاوردهای این تحقیق، بر عهدهی خدا گذاشتن تمامی فرایند معرفتسازی و حذف آگاهی فاعل شناسا از ساختار کارکرد صحیح قوای معرفتی، موجب تقلیل و فروکاهش معرفت انسانی به مرتبهی معرفت حیوانی است. نتیجهی دخالت مؤلفهی تمایل در معرفتسازی، تبدیلکردن معرفت به امری مزاجی و شانسی است و ازسویدیگر پلانتینگا در مؤلفهی وضعیت مناسب، ناگزیر است آگاهی فاعل شناسا را در فرایند معرفتسازی دخالت دهد و برخلاف این ایده گام بردارد که خدا محور تام فرایند معرفت است.