امکانسنجی بهرهگیری از فناوریهای نوین هوش مصنوعی در بهبود فرایندهای حسابرسی در کشور
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
3 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2025.391837.1009085چکیده
هدف: حسابرسی، بهعنوان رکنی اساسی در تضمین قابلیت اطمینان، اعتبار و شفافیت اطلاعات مالی شرکتها، در سلامت اقتصاد نقش کلیدی ایفا میکند. با پیشرفت فناوری اطلاعات، روشهای سنتی حسابرسی متحول شدهاند و اجرای مؤثر فرایندهای حسابرسی، بدون بهرهگیری از این فناوریها، تقریباً ممکن نیست. ظهور هوش مصنوعی (AI)، بهویژه با بهبود کیفیت و سرعت پردازش دادهها، فرصتها و چالشهای جدیدی را در حسابداری و حسابرسی ایجاد کرده است. با وجود پژوهشهای گسترده در کشورهای توسعهیافته دربارۀ نقش هوش مصنوعی در حسابرسی، مطالعات در این حوزه در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، همچنان محدود است. این پژوهش با هدف ارزیابی و تحلیل ظرفیت هوش مصنوعی در بهبود فرایندهای حسابرسی، به شناسایی نقش این فناوری در ارتقای کارایی و کیفیت حسابرسی در محیطهای اقتصادی متنوع میپردازد.روش: این پژوهشِ کاربردی، از رویکرد ترکیبی (کیفی و کمّی) استفاده کرده است. در بخش کیفی، مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۲ خبرۀ حسابرسی و هوش مصنوعی، شامل اعضای انجمن حسابداران رسمی ایران و استادان دانشگاهی، بهصورت هدفمند انجام شد. دادههای مصاحبهها با روش نظریۀ دادهبنیاد و در سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نرمافزار مکسکیودا برای تحلیل دقیق و سریع دادههای متنی بهکار رفت. در بخش کمّی با رویکرد پیمایشی، نمونهای شامل ۲۰۰ حسابرس شاغل در مؤسسهها و سازمانهای حسابرسی ایران انتخاب شد. مدل پیشنهادی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) و نرمافزار اسمارت پیالاس اعتبارسنجی شد تا شاخصهای برازش مدل تأیید شوند.یافتهها: هوش مصنوعی با پردازش کارآمد حجم عظیمی از دادههای مالی، شناسایی الگوها و تشخیص ناهنجاریها، کیفیت حسابرسی را بهبود میبخشد. نتایج کیفی، شش دستۀ اصلی عوامل مؤثر بر پذیرش هوش مصنوعی در حسابرسی را شناسایی کرد: شرایط علّی (مشوقها و الزامات محیطی، ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور و فشارهای بینالمللی)، شرایط زمینهای (محیط شرکت، محیط حسابداری و مالی و مشوقهای مالی)، پدیدۀ محوری (فناوری هوش مصنوعی بهعنوان عنصر کلیدی)، راهبردها (ایجاد سیستمهای کنترل داخلی، آموزش هوش مصنوعی، تعیین نهاد مسئول، تدوین استانداردها و ترویج فناوریهای مدرن)، پیامدها (بهبود کیفیت گزارشگری مالی، افزایش اعتماد اجتماعی، توسعۀ بازارهای سرمایه و تقویت حرفۀ حسابرسی) و شرایط مداخلهگر (ساختار شرکت، حاکمیت شرکتی، رقابت صنعت و رفتارهای مدیریتی). این دستهها چارچوب مدل پژوهش را شکل دادند.نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که هوش مصنوعی با خودکارسازی فعالیتهای روزمرۀ حسابرسی، مانند ورود دادهها و تطبیق حسابها، ضمن ارتقای دقت و کیفیت حسابرسی، به حسابرسان امکان میدهد تا بر تحلیلهای پیچیده تمرکز کنند. ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی با پیشبینی مالی در زمان واقعی، تشخیص ناهنجاریها و کاهش خطاها، فرایند حسابرسی را بهبود میبخشند. این فناوری همچنین با تحلیل دادههای تاریخی، قابلیتهایی مانند پیشبینی مالی، بودجهبندی و شناسایی حسابهای مشکوک را فراهم میکند. این پژوهش با شناسایی مزایا و چالشهای پیادهسازی هوش مصنوعی، برای حسابرسان و مدیران، راهکارهای عملی ارائه میدهد تا تصمیمگیریهای استراتژیک آگاهانهای در پذیرش این فناوری داشته باشند. با توجه به نقش هوش مصنوعی در کاهش ریسک و ارتقای دقت، این مطالعه چارچوبی کاربردی برای ارزیابی و بهینهسازی استفاده از این فناوری نوین ارائه میدهد و به درک بهتر پتانسیلهای عملیاتی و چالشهای پیادهسازی آن در حسابرسی کمک میکند.