شناسایی و رتبهبندی چالشها، محدودیتهای محوری و راهبردهای بلوغ حسابداری انتقادی و کیفیت منافع اجتماعی با رویکرد نظریۀ دادهبنیاد
نویسندگان
1 دانشیار گروه مالی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران
3 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده حسابداری، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2025.386568.1009052چکیده
هدف: این مطالعه با هدف شناسایی و رتبهبندی چالشها و محدودیتهای کلیدی و راهبردهای مرتبط با بلوغ حسابداری انتقادی و بهبود کیفیت منافع اجتماعی انجام شد. یافتههای این پژوهش به غنای ادبیات علمی در این حوزه کمک کرده است و در گسترش کیفیت منافع اجتماعی در نظام حسابداری نقش دارد. نتایج این پژوهش میتواند در اختیار دولت، پژوهشگران، شرکتها، حسابداران و انجمنهای حرفهای حسابداری قرار گیرد و بهعنوان مبنایی برای تدوین و بهبود گزارشگری پایدار استفاده شود.روش: در این پژوهش، از روش نظریۀ دادهبنیاد برای ارائۀ الگویی در راستای بلوغ نظریۀ انتقادی در حسابداری و ارتقای کیفیت منافع اجتماعی استفاده شده است. دادهها از طریق مصاحبه با ۳۳ نفر از خبرگان گردآوری شدند. شرایط علّی و زمینهای پس از ارزیابی و غربالگری، با استفاده از روش دلفی فازی ارائه شدند. این پژوهش در سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ انجام شد. خبرگان و متخصصانی که در حوزۀ مرتبط با موضوع پژوهش، تخصص و تجربۀ کافی داشتند، برای جامعۀ آماری مدنظر قرار گرفتند. نمونهگیری بهروش هدفمند انجام شد و مصاحبهها بهصورت عمیق و نیمهساختاریافته صورت گرفت. فرایند نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامهای باز، در قالب مصاحبۀ نیمهساختاریافته بود. برای استخراج گویههای مصاحبه، سه فرایند کدگذاری، شامل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی، براساس مدل پارادایمی استراوس و کوربین (۱۹۹۸) بهکار گرفته شد. در مرحلۀ کمّی، برای فازیسازی دیدگاه خبرگان از اعداد فازی مثلثی استفاده شد. نظرسنجی از خبرگان براساس روش دلفی فازی و در قالب مقیاس لیکرت هفتدرجهای، بهمنظور صحهگذاری و غربالسازی ابعاد و شاخصهای شناساییشده در مرحلۀ کیفی انجام گرفت. علاوهبراین، تحلیل دادهها نیز براساس نظریۀ دادهبنیاد برای غربالگری و اطمینان از اهمیت شاخصهای شناساییشده صورت پذیرفت و برای انتخاب شاخصهای نهایی، از روش دلفی فازی استفاده شد.یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که مؤلفههای مربوط به مسائل آموزش عالی با بار عاملی 896/0 و چالشهای نظام حسابداری با بار عاملی 892/0، بهترتیب در ردههای اول و دوم از نظر اهمیت قرار دارند. همچنین، در بین مقولههای مرتبط با راهبردهای پژوهش، مؤلفههای مربوط به دانشافزایی با بار عاملی 874/0، اصلاحات قانونی با بار عاملی 857/0 و اصلاح نظام حسابداری با بار عاملی 641/0، از نظر اهمیت، بهترتیب در جایگاههای اول تا سوم قرار دارند.نتیجهگیری: حسابداری انتقادی میتواند سیستمهای اجتماعی را از طریق فرایندهای اجتماعی بهسمت اهداف مشخص هدایت کند. در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، گسترش و توسعۀ حسابداری، بخش مهمی از زیرساختهای لازم برای دستیابی به اهداف توسعۀ اقتصادی و ارتقای کیفیت منافع اجتماعی در دولتهاست که این امر، به گسترش شاخصهای منافع اطلاعاتی، نظام حسابداری و اجتماعی بستگی دارد. براساس نتایج بهدستآمده، پیشنهاد میشود که تمرکز بر شناسایی نیازها و اهداف کنونی و آیندۀ ذینفعان اجتماعی، بهویژه در راستای اصلاح نظام حسابداری در امور علمی و دانشافزایی، بهبود شفافیت و کیفیت گزارشگری مالی و اصلاح استانداردهای حسابداری و برخی مفاد قانونی و همراستایی با استانداردهای بینالمللی حسابداری صورت گیرد. این اقدامات میتواند زمینهساز نهادینهسازی منافع اجتماعی شود. همچنین، ارائۀ استانداردهای حسابداری منطبق با تئوری انتقادی بهمنظور بهبود کیفیت منافع اجتماعی در این حوزه میتواند مؤثر باشد. علاوهبراین، پیشنهاد میشود که در تدوین استانداردهای حسابداری، علاوهبر رویکرد انتقادی به منافع اجتماعی، منافع نظام حسابداری و همچنین، منافع اطلاعاتی که در بهبود مسائل اجتماعی کاربردی و مفیدند، مدنظر قرار گیرد. همچنین، تدوین استانداردهای حسابداری که توجه ویژهای به ذینفعان انتقادی دارد، باید در دستور کار قرار گیرد و توجه خاصی به آن معطوف شود.