هستیشناسی «معشوق معدوم» ابنعربی و ثمرات معرفتی و سلوکی آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه تهران
2 دانشیار دانشکده الهیات دانشگاه تهران
doi
10.22099/jrt.2018.4774چکیده
ابنعربی با تفطّن به اصل وحدت وجود، به طرح رهیافت معشوق معدوم همت میگمارد. وی بنابر اصل وحدت وجود، دورویکرد عمده به معشوق دارد: اولاً نگاه او به معشوق نگاهی ابژکتیو و وجودی است؛ ثانیاً معشوق ازلی که در مقام غیبالغیوبی، نامعلوم است، از حیث تجلیّات نامکرّر اسماییاز ویژگی «دوام و استمرار» برخوردار بوده و لذا ملازم با چیزی است که هنوز به وجود نگراییده، «معدوم» [مضاف] میباشد. در این جستار، سعی شده است تا علاوه بر ارائهی بحث به شیوهی تحلیلی، در وهلهی نخست، اقسام تجلّیات معشوق معدوم تحت تعریف عشق حقیقی به معشوق ازلی بیان شود و سپس تأثیرات این رهیافت بدیع در حوزهی عرفان نظری، بر تتبّعات معرفتی و سلوکی انسان عاشق مورد عنایت قرار گیرد. لذا فهم ظرفیتهای معرفتی و سلوکی معشوق معدوم در نسبت با خویش میتواند زمینهی تغییر نگرشی ژرف و بهتبع آن، رشد و تحوّل روزافزون انسان سالک و عاشق را در زندگی این جهانی تا ابدیّت فراهم دارد.