چارچوب حسابداری مدیریت در شرکتهای کوچک و متوسط ایران
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/acctgrev.2025.380023.1008987چکیده
هدف: تصمیمگیری از جمله مهمترین وظایف مدیران در هر شرکتی است. این موضوع در شرکتهای کوچک و متوسط با توجه به محدودیتهایی که با آنها مواجهند، نمود بیشتری دارد. از جمله ابزارهایی که میتواند به مدیران در امر تصمیمگیری یاری رساند، حسابداری مدیریت است؛ از این رو هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائۀ چارچوب حسابداری مدیریت در شرکتهای کوچک و متوسط ایرانی است. روش: پژوهش حاضر از نظر فلسفه تفسیری، از نظر رویکرد استقرایی، از نظر افق زمانی مقطعی، از نظر رویکرد اجرا کیفی و از منظر استراتژی مبتنی بر تحلیل مضمون است. همچنین در پژوهش حاضر بهمنظور گردآوری دادهها، از مصاحبه نیمهساختار یافته استفاده شده است. بهعلاوه، پژوهش حاضر از نظر نتیجه، در حوزۀ پژوهشهای توسعهای و از منظر هدف، در زمره پژوهشهای اکتشافی جای دارد. در راستای اجرای پژوهش، در مجموع با ۲۰ نفر از خبرگان و مدیران شرکتهای کوچک و متوسط مصاحبه انجام شد و فرایند تحلیل آنها نیز با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون به اجرا در آمد. یافتهها: چارچوب حسابداری مدیریت در شرکتهای کوچک و متوسط بهدست آمده در این پژوهش، از چهار بُعد جایگاه حسابداری مدیریت در شرکتهای کوچک و متوسط، نقش حسابداری مدیریت در شرکتهای کوچک و متوسط، موانع بهکارگیری حسابداری مدیریت در شرکتهای کوچک و متوسط و محرکهای پیادهسازی حسابداری مدیریت در شرکتهای کوچک و متوسط تشکیل شده است. هر یک از این ابعاد خود مشتمل بر متغیرهایی هستند که خاص حسابداری مدیریت در میان شرکتهای کوچک و متوسط ایرانی است. نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش، از منظر بسیاری از مدیران شرکتهای کوچک و متوسط، حسابداری مدیریت میتواند در تصمیمگیریهای سازمان، به آنها یاری رساند و به تصمیمهای بهینه منجر شود؛ با این حال همچنان حسابداری مدیریت در میان شرکتهای کوچک و متوسط ایران، جایگاه ویژهای ندارد و مدیران این شرکتها بهطور عمده برمبنای شهود خود تصمیمگیری میکنند. به عبارت دیگر، اغلب شرکتهای کوچک و متوسط در ایران، فاقد هر گونه واحد حسابداری مجزا هستند و در بهترین حالت خود، فردی را بهعنوان حسابدار مدیریت استخدام کردهاند. در چنین موقعیتی، بهطور عمده، از تکنیکهای سنتی حسابداری مدیریت، مانند بهایابی جذبی و متغیر، بودجهبندی انعطافپذیر، بازده سرمایهگذاری، تجزیهوتحلیل بها، حجم، سود و بودجهبندی سرمایهای استفاده میشود. در پاسخ به چرایی این موضوع، نتایج پژوهش نشان داد که عواملی نظیر محدودیت منابع مالی و سرمایۀ انسانی، فرهنگ و ضعف آموزشی، از جمله دلایلی است که شرکتهای کوچک و متوسط را از ایجاد یک واحد حسابداری مدیریت محروم ساخته است. به بیانی دیگر، چنین شرکتهایی، بهدلیل نوع ساختار خود، منابع مالی اندکی جذب میکنند و در چنین وضعیتی، اولویت این شرکتها، پاسخگویی به مراجع قانونی است. از سوی دیگر، مدیران این شرکتها، هنگام تصمیمگیری بر دانش خود بر موضوع تأکید بیشتری دارند تا استفاده از اطلاعات ارائهشده از سوی حسابداری مدیریت و این موضوع، از فرهنگ قلدرمآبانه در میان مدیران ایرانی نشئت میگیرد. از این رو مطابق با نتایج بهدستآمده در این پژوهش، راهکار غلبه بر محدودیت منابع مالی و سرمایۀ انسانی برای استفاده از حسابداری مدیریت در شرکتهای کوچک و متوسط، کاهش بهای خدمات، از طریق ایجاد مؤسسههای تخصصی ارائهدهندۀ خدمات حسابداری مدیریت است. همچنین، غلبه بر ضعف فرهنگی مدیران نیز، بهواسطۀ ارتقای آگاهی آنها از طریق برگزاری دورههای آشنایی با حسابداری مدیریت میسر خواهد بود.