مقایسه‎ی تطبیقی ـ تحلیلی مدل‎های سلسله‎مراتبی، محاسبه‎گر رستری و هم‎پوشانی وزن برای شناسایی و اولویت‎بندی توسعه‎ی بافت‎های مرکزی شهرها(مطالعه‎ی موردی: محلّه‎ی عیدگاه مشهد)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه‎ریزی شهری، دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشیار گروه جغرافیا، دانشگاه فردوسی مشهد

doi
چکیده

هر نوع مطالعه‎ای بر پایه‎ی روش و شیوه‎ای است و نقش این شیوه‎ها در نتایج حاصل از پژوهش بسیار مهم است. چنانچه شیوه‎های مناسب انعطاف‎پذیری برای تحلیل اطلاعات انتخاب نشود، امکان دست‎یابی به نتایج پذیرفتنی با ضرایب اجرایی بالا کاهش می‎یابد. با توجّه به اهمّیّت شیوه‎های پژوهش، هدف از این مقاله ضمن معرّفی سه مدل تحلیل سلسله‎مراتبی، محاسبه‎گر رستری و هم‎پوشانی وزنی با سیستم اطلاعات جغرافیایی، ارزیابی و بیان توانایی سه مدل در تحلیل و انتخاب مکان‎های بالقوّه اولویّت‎دار و مقایسه‎ی آنها برای احیای محلّه‎های مرکزی شهرها از جمله محلّه‎ی عیدگاه شهر مشهد است. ویژگی این پژوهش، ترکیب کردن مدل‎ها با تحلیل فضایی آن است. فرضیه‎ی پژوهش بر این است که این سه مدل، تفاوت معنادار با یکدیگر در شناسایی مکان‎های بالقوّه برای احیا ندارند. برای آزمون این فرضیه و دست‎یابی به هدف پژوهش، پس از تشریح مدل نظری، کشیدن دیاگرام سلسله‎مراتبی، تعیین اهداف، شاخص‎ها و گزینه‎ها مشخّص شدند، سپس ویژگی کالبدی 761 قطعه املاک محلّه‎ی عیدگاه به وسعت 16 هکتار با استفاده از پرسش‎نامه به‎صورت میدانی برداشت شد. نخست نقشه‎های محلّه‎ی عیدگاه براساس شاخص‎های انتخابی از حالت بُرداری به رستری تبدیل شدند و به‎دلیل ماهیّت متفاوت شاخص‎ها با یکدیگر، آنها را یکنواخت کرده و به‎صورت جداگانه در مدل‎های تحلیل سلسله‎مراتبی، محاسبه‎گر رستری، هم‎پوشانی وزنی در نرم‎افزار GIS اجرا شد که نتیجه‎ی حاصل به‎صورت نقشه‎ای در سه طبقه ارائه شد. در هر سه مدل، محدوده‎ی مورد مطالعه به سه طبقه‎ی نواحی اولویّت‎دار، نواحی با اولویّت کم، نواحی با اولویّت بالا برای احیا و بازسازی مشخّص شد. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر کارایی مدل‎ها در شناسایی مناطق بالقوّه برای توسعه در فرایند احیای محلّه‎های مرکزی شهرها است، ولی کارایی مدل هم‎پوشانی وزنی در مقایسه با سایر مدل‎ها بهتر و فرضیه پژوهش رد شد.